عشق و جنون

 در افسانه های قدیم یونانی آمده است که رب النوع عشق را روزی با رب النوع جنون نزاعی در گرفت.چون به هم در افتادند،رب النوع جنون با چیزی زد چشمهای عشق را کور کرد،عشق که دیگر نمی توانست به هر جایی و پیش هر کسی برود،از این بابت غمگین شد و نزد دیگر خدایان تظلم نمود.خدایان محکمه ای تشکیل دادندو پس از گفتگو های بسیار رای بر این صادر نمودند که چون چشمهای عشق،در اثر ضربت رب النوع جنون نا بینا گردیده بعد از این،جنون باید عصا کش عشق گردد.   از این رو و از این نظر است که عشق را،جنون رهبری می کند و عشق،همواره با جنون همراه است و بی مدد او راه به جایی نمی برد.

/ 4 نظر / 8 بازدید
دكتر كوچولو

\ آپيدم ..........نمي دونم چرا.............. شايد از سر دلتنگي و اومدن بهاري كه مي خاد بهم ثابت بكنه كه احساسم داره يه سالش مي شه... ولي آپ كردم ....بدو كليك كن بيا تو ................منتظرم ها............ فلن...............

دكتر كوچولو

\ آپيدم ..........نمي دونم چرا.............. شايد از سر دلتنگي و اومدن بهاري كه مي خاد بهم ثابت بكنه كه احساسم داره يه سالش مي شه... ولي آپ كردم ....بدو كليك كن بيا تو ................منتظرم ها............ فلن...............

درنین

سلام زیبا و دلنشین بود. بهترین ها

فرید صلواتی

اگر فکر کردن , اندیشیدن , پرسش کردن , نقد کردن , پیشنهاد کردن, و عقیده خاصی داشتن دلیل کافی برای زندانی شدن است .پس باید فرارسیدن " عصر حیوانیت " را به هم تبریک گفت.نه " سال جدید" را [ناراحت]