مرا رها کردی ميان باد وباران
آنهم بی خبر که چه خواهد شد!
به تماشا نشستی و
همه ام را
ورق زدی٬
که تمام پر از تو شد٬
به صميميت خاصی درونم روان شدی٬
وبه رويم
نوازشی تکانيدی٬
چنانکه لبالب سکوت ممتدی از توشدم.
آنوقت
با هم
شعری نوشتيم.

/ 0 نظر / 6 بازدید