نوروز ایرانی را شاد باش می‌گوییم

سلطنت هخامنشیان براساس تساهل نسبت به عقاید وآراء دیگران بنا شده بود وبنابراین در پذیرش دانش وفرهنگ بیگانگان نیز مقاومتی نمی‌کردند چنان‌چه، مبنای محاسبات تقویم خود را بر پایه دانش نجومی مصریان قرار دادند و برای نام ماه‌ها از اسامی زردشتی سود بردند. در دوره اشکانیان نیز گاه شماری ترکیبی از تقویم اوستایی ومصری بود و به هر حال دراین گاه شمارها جشن‌های نوروز و مهرگان برای خود جایی داشتند. در زمان ساسانیان جشن‌های نوروز با شکوه و رونق کامل‌تری انجام می‌شد و پادشاهان این سلسله در نوروز که چند روز به درازا می‌کشید مراسم مختلفی به جا می‌آوردند
بعد از ظهور اسلام با آن‌که تغییرات مذهبی و سیاسی فراوانی در جامعه ایران صورت گرفته بود و بسیاری از عادات اجتماعی گذشته دست‌خوش فراموشی یا دگرگونی شده بود، درمیان آن بخش از سنت‌های ایرانی که که بعد ازاسلام نیز هم‌چنان به حیات خود ادامه دادند ، یکی رسم نوروز بود که به ویژه ازآن جهت که با اصول و ضوابط دین هم تعارضی نداشت نه تنها با مخالفت خلافت اسلامی مواجه نشد بلکه بعد از گذشت زمان که سادگی حکومت اسلامی جای خود را به تشریفات قدرت‌مدارانه مقتبس از دربارهای ایران وروم داد با حسن استقبال هم مواجه شد و به شکل یک آیین پر طمطراق درباری درآمد. ضمنا حاکمیت عرب با استفاده از این موقعیت جمع آوری مالیات را هم با جشن‌های نوروزی هم زمان کرد تا وصولی خزانه انجام گیرد و حتی ‹‹متوکل عباسی›› ازآن جهت که نوروز با فصل درو و جمع آوری محصول فاصله زیادی داشت دستور داد آن را تا زمان برداشت کشت به تاخیر اندازد که روستاییان بتوانند مالیات‌های دولت را پرداخت کنند . با این همه برگزاری مراسم نوروز گاهی با مخالفت‌ها و محدودیت‌ها‌یی روبرو می‌شد؛ چنان‌چه همین ‹‹متوکل›› برپایی آیین نوروزی – به ویژه اسب دوانی – را در کوچه و بازار ممنوع کرد.
اما علی‌رغم این محدودیت‌ها وسخت‌گیریها، نوروز هم‌چون یک سنت استوار جای خود را در میان مسلمانان باز کرد اما با شکل ها و تغییرهای گوناگون ودر قالب پنداشته‌ها و باورهای متعدد مردمی:
1- گل آدم در نوروز سرشته شد. نوروز آفرینش انسان است .
2- آدم بهشتی، ازمیوه ممنوع تناول کرد، لاجرم به پادافره آن گناه از بهشت رانده شد و روی زمین به ‹‹سراندیب›› فرود آمد و شریک جرمش ‹‹حوا›› به‹‹جده›› افتاد. آدم از کرده خود توبه کرد وبه درگاه خدا نالید، خداوند براو ببخشود و بدین‌سان جفت او در زمین عرفات، در روز ‹‹نوروز›› به او باز گردانید.
3- چون کشتی نوح بر ‹‹‌ جودی›› قرار گرفت آب کم کم پایین آمد ونوح پای بر خاک نهاد، آن روز ‹‹نوروز›› بود.
4- روزی که یوسف را از چاه، برادران بیرون کشیدند، ‹‹نوروز›› بود .
5- موسی، عصای خود را برآب نیل (یا دریای سرخ ) زد وآب پس نشست وبنی اسراییل ازآب گذشتند واز تعقیب وآزار فرعون جستند. آن روز، نوروز بود .
6- روزی که دوباره، یونس نبی از دهان ماهی پای بر ساحل نهاد، نوروز بود .
7- هنگامی که خداوند انسان را آفرید همه ستارگان آسمان در برج ‹‹حمل/ فروردین›› جمع گشتند و چون کار آفرینش پایان آمد، خداوند ستارگان را فرمود تا به جایگاه‌های خود باز گردند. آن روز نوروز بود .
8- بکتاشیان ‹‹نوروز›› را روز تولد حضرت علی می‌دانند ومعتقدند که امام در همین روز با فاطمه (س) ازدواج کرد .
9- شیعیان می‌گویند پیغمبر در چنین روزی علی را به خلافت خویش برگزید .

2- ریشه های نوروز
ژرژدومزیل عقیده دارد که چون هند واروپاییان دارای زبان مشترک بوده‌اند بنابراین می‌باید دارای فرهنگ واساطیر مشترکی هم بوده باشند با توجه به این‌که آیین نوروز به گونه ای که ما در سرزمین خود داریم در دیگر اساطیر هند واروپایی و هند وایرانی باقی نمانده است بنابراین نظر زنده یاد مهرداد بهار درمورد این‌که نوروز را آیینی پیش آریایی درنجد ایران می‌داند درست به نظر می‌رسد زیرا در اوستا کتا ب دینی ایرانیان پیش از اسلام که قدمت آن به 600 تا800 سال پیش از میلاد می‌رسد نیز اشاره‌ای به نوروز نشده است وتنها در متون پهلوی دوران میانه به نوروز وآیین های آن اشاره شده است . بنابراین آریایی‌ها به هنگام مهاجرت ازدشت های اوراسی از جنوب روسیه فعلی به سوی نجد ایران با بخشی از باورها وآیین های بومیان این سرزمین روبرو شدند وآن‌ها را درخود جذب کردند و با باورهای خود آمیختند که یکی از آن‌ها نوروز بود.
آیین های نوروزی درمیان اقوام وملل دیگر ازجمله بابلیان ، هیتیان ، مصریان، یهودیان، مسیحیان و... از دیر زمان وجود داشته است این آیین ها بیش از هرچیز با مراسم قربانی کردن و نو کردن های رمزی ارتباط داشته است در آسیای غربی جشن سال نو جشن ازدواج مقدس الهه آب و خدای باروری بوده که دراصل پیروزی ایزد آب‌های شیرین در کشتن غول آب‌های شیرین بوده است. آیین‌های نوروزی را با مراسم ‹‹تموز››، ‹‹آدونیس››، ‹‹آتیس›› نیز هم‌راه کرده‌اند .جشن بهاری آدونیس در ابتدای عزا بوده که ضمن آن مرگ آدونیس، خدای گیاهان را یادآوری می‌کردند اما درعین حال جشن شادی نیز بود زیرا خدا دوباره زنده می‌شد... پیکره خدا که مانند جسدی آن را کفن پوشانده بود برسرگور می بردند وسپس آن را به دریا می انداختند دربرخی جاها آیین دوباره زنده شدن خدا را فردای روزآیین عزا برگزار می‌کردند .
بنابراین آن‌چه اکنون درایران به عنوان نوروز و مراسم آن وجود دارد بازمانده آیین هایی است که از دوران ورود آریاییان به ایران تا کنون باقی مانده است .در دوران هخامنشیان نشانه هایی از آیین نوروز درکاخ آپادانا درتخت جمشید که شاه دراین مراسم نمایندگان ملت ها واقوام گوناگون را به حضور می‌پذیرفته وهدایایی ازآن‌ها دریافت می‌کرده وجود دارد. در دوران ساسانیان – به روایت آرتور کریستین سن- نوروز ازاهمیت بیش‌تری برخوردار بوده و به همین دلیل نام نوروز در میان آهنگ‌های زمان ساسانی که شاعران ایرانی مانند نظامی و منوچهری آن‌ها را ضبط کرده‌اند مثل نوروز، ساز نوروز، نوروز بزرگ و نوروز قباد آمده است.
آن‌چه از نوروز امروز درایران وجود دارد بخشی ازآیین‌های بازمانده از دوران پیش آریایی‌هاست که پس از امتزاج با باورهای آنان و پس از ایرانی شدن در دوران پیش از اسلام با آمیخته شدن با باورهای اسلامی ممزوج گشته و به گونه‌ای که هست دراین سرزمین وجود دارد .بدیهی است اساطیر وآیین ها در چرخش‌های تاریخی-جغرافیایی همیشه تغییر می‌یابند- دیگر این‌که ماه فروردین ماه فروهرها است. فروهرها گونه‌ای از روان آدمی یا نوعی هم‌زاد آدمیان هستند. هینلز می‌گوید: همان‌گونه که هر یک ازآفریدگان مادی یک اصل مینوی دارند انسان نیز خود آسمانی دارد که ‹‹فروشی›› یا فروهر اوست.
در ماه فروردین فروهرها به زمین می‌آیند و در اطراف خانه خانواده‌شان می گردند آن‌ها دوست دارند افراد خانواده و خانه‌هایشان تمیز ومرتب باشند تا برای آنان دعا وآرزوی برکت کنند اگر فروهرها خانه و کاشانه‌شان را پاکیزه نبینند ناراحت می‌شوند و دعا و برکت ازآن مردم و خانه ها رخت می‌بندد از این روست که از هنگام آمدن بهار در فروردین چراغ خانه‌ها را روشن می‌گذارند و یا در قدیم مراسم آتش افروزی بر روی بام‌ها انجام می‌دادند تا راه فروهرها را روشن و تابناک کند. حاجی فیروز، راه انداختن دسته های نقابدار با صورتک های سیاه را که نماینده فروهر مردگان است تداعی می کند. دکتر مهرداد بهار اعتقاد دارد: ‹‹حاجی فیروز بازمانده آیین بازگشت ایزد شهید شونده یا سیاوش است و چهره سیاهش نماد بازگشت او در جهان و لباس سرخش نماد خون سیاوش است و شادی حاجی فیروز شادی زایش دو باره که رویش و برکت را با خود می‌آورند است››. روز سیزده نوروز را هم باز در یک چرخش اساطیری پایان دوازده روز نماینده دوازده هزار سال آفرینش آیین زرتشتی می‌دانند که روز بعدش یک آشفتگی به وجود می‌آید که به رستاخیز و نوشدگی دیگر می‌انجامد سیزده نوروز با نوعی آشفتگی دردیدگاه‌های مسیحی (دروغ های اول آوریل) مطابقت دارد .
در انتها لازم است در مورد چهارشنبه سوری به نقل ازدکتر مهرداد بهار گفته شود که جشن آتش افشانی‌ را منسوب به دوران باستان می‌داند و آتش روشن کردن را نماد گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن می‌داند. در مورد این که چرا این مراسم در شب چهارشنبه آخر سال صورت می‌گیرد ایشان عقیده دارد شاید به خاطر عدد 4 و معرف چهار فصل بوده است.
آن‌چه سفره هفت سین را تزیین می‌کند: سبزه نودمیده و سنبل خوش بر و بو است. ‹‹سیب›› که میوه‌ای بهشتی نام گرفته که نمادی از زایش است؛ ‹‹سمنو›› این مائده تهیه شده از جوانه گندم. ‹‹سنجد››‌ که بوی برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق ودلباختگی است. ‹‹سیر›› که ازدیرزمان به عنوان دارویی برای تندرستی شناخته شده است – دانه های اسپند که نامش به معنی ‹‹‹مقدس››‌ است و نیز شمع که روشنایی و نامش آتش را به یاد می‌آورد؛ تخم مرغ که تمثیلی از نطفه و باروری است. کاسه آب زلال به نشانه همه آب‌های خوب جهان و ماهی زنده درآب به نشانه تازگی و شادابی .تاجیکیان در روزگاران گذشته در مراسم نوروز سفره هفت شین می‌چیدند :1-شراب2-شیر3-شیرینی4-شکر5-شربت6-شمع7-شانه. در نوروز از ‹‹هفت میم›› نیز سخن رفته است .

منابع:
1- داریوش شایگان، ادیان و مکاتب فلسفی هند، جلد اول
2- مهرداد بهار، جستاری چند درفرهنگ ایران
3- آرتور کریستین سن، نمونه‌های نخستین انسان، ترجمه: ژاله آموزگار- احمد تفضلی
4- جان هینلز، شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار – احمد تفضلی

/ 2 نظر / 8 بازدید
فرید صلواتی

نمی تونم راحت، نوروز رو بهت تبریک بگم .[ناراحت][گل]

پرویز

[گل]درود بر تو خوب خوب[گل] ......سال نوتون مبارک...... . [لبخند] ....وبلاگ پرویز به روز شد... 1.فرخنده باش نوروز باستانی . 2.چارشنبه سوری و مطهری [گل]::::::::::::::::::::::[گل]