اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

عالی قاپو
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: عالی قاپو ، قصر ، کاخ ، صفوی
این قصر که نمونه منحصر به فردى از معمارى کاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالى‏قدر را در این کاخ به حضور مى‏پذیرفته است. این کاخ داراى 5 طبقه است که هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه‏ عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتش‏بازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى ‏کردند . این‌ قصر که‌ «دولتخوانه‌ مبارکه‌ نقش‌ جهان‌» و «قصر دولتخوانه‌» نام‌ داشت‌، نمونه‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ کاخ‌های‌ عهد صفوی‌ است‌. مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضاعباسی‌،نقاش‌ معروف‌ عهد شاه‌عباس‌، نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشکال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ آن‌ به‌ شکل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ است . گچ‌بری های‌ اتاق‌ صوت‌ با هدف‌ آکوستیک ‌طراحی‌ و اجرا شده‌اند تا نغمه‌ها و صداها به‌ طور طبیعی‌ و دلنشین‌ شنیده‌ شوند

عالی قاپو به دو صورت تلفظ گردیده که براى هر کدام وجه تسمیه‏ى است. آنچه بیشتر در مورد محاورات و مکاتبات متداول می باشد عالى قاپو است که مرکب از کلمه عالى و قاپوى ترکى به معنى در می باشد یعنى باب عالى و مراد اینست همان طور که در عثمانى باب عالى معمول بوده بین ایرانیان شیعه هم چنین یابى وجود داشته که مانند باب عالى عثمانیه ا مورد احترام بوده است و از این رو کلیه کسانى که می خواستند وارد عالى قاپو شوند باید خم شده آستانه را بوسیده و داخل شوند و حتى شاه عباس هم هنگام دخول باین عمارت از اسب پیاده می شده است. گذشته از این عالى قاپو محل تحصن مقصران و گناهکاران بوده که هر جانى و یا گناهکارى که وارد درب عالى قاپو می گردید کسى نمی توانست او را از آنجا بیرون بیاورد مگر به امر شاه صفوى و خلاصه عالى قاپو همان احترامى را داشت که باب عالى در عثمانى داشت.  و اما عده ای که آنرا على قاپو و على قاپو نوشته ‏اند معتقدند که هنگامیکه شاه عباس کبیر درب نقره براى بارگاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به نجف برد و نصب کرد درى را که در پیش آنجا نصب شده بود براى تیمن و تبرک اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب کرد و از این جهت آن را عالى قاپو و یا قاپى نامیده ند که این در منسوب به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام است و از این رو مورد احترام شاه و مردم بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در اطراف آنجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذوراتى می کردند و بزنجیر جلو در مزبور رشته هائى بعنوان دخیل مى ‏بستند و همانطور که گفته شد در زمان سلاطین صفویه جاى بست گناهنکاران بود.  در هر حال از هر دو نام و وجه تسمیه چیزیکه استنباط می گردد نصب این دو رفتارى که در مقابل آت در می شده مربوط به یک امر سیاسى بوده که همان استقلال صفویه در مقابل عثمانی ها باشد.  و اما عمارت عالى قاپو بنیانش از زمان سلطنت سلاجقه است و در زمان صفویه داراى آن همه زیبائى و شکوه شده است و درب آنرا شاه عباس بزرگ از نجف اشرف آورده و از این جهت مورد احترام سلاطین صفویه و مردم بوده است و چون این کاخ در مقابل باب عالى عثمانى ‏ها قرار داشته فوق العاده در جهت عظمت و زیبائى آن همت مصروف داشته‏ اند.  کاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق است که در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یک طبقه حساب کرده‏ اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه است ارتفاع آن 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى است که در میان ستون هاى آن حوض مسى قرار دارد که آب از آن فوران می کرده است.  گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق‏ ها متعدد آن هر بیننده را خیره می کرده و اکثر گچبری ها بشکل بطرى و شیشه‏ هاى شراب است.  این کاخ در غرب میدان شاه است که عرصه آن 386 متر طول و 140 متر عرض است در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده است.  شاردن فرانسوى که سه مرتبه باصفهان مسافرت کرده و عمارت و کاخهاى دولتى را دیده گفته است

 عالى قاپو بزرگترین کاخى است که ممکن است در یک پایتخت وجود داشته باشد. پس می توان گفت که این کاخ در زمان صفویه از بهترین کاخ ها دنیا محسوب می شده است و از این رو محتوى بر تمام مزایا و محاسن بوده و آنچه لازمه یک کاخ سلطنتى بوده در آن وجود داشته است.

 براى اینکه وضع کاخ مزبور در پایان قرن سیزدهم هجرى معلوم گردد بهتر این است که نظریه مورخان آن زمان را نقل کنیم. مولف نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین گفته است:  اما عمارت عالى قاپو که دروازه بزرگ عمارات دولتى برآن است و آن مثل سردرى بر آن واقع شده محل نظر مهندسان و تمام معماران ایران و غیره است و به وضعى ساخته شده که مایه حیرت جمع گشته است. عمارت باین ارتفاع و باین قطر و باین پایه و این استحکام که از وقت بناى آن تاکنون که قریب سیصد سال، است با وجود تواتر شلیک توپ و تفنگ که در آن میدان واقع است اصلا خللى و تزلزلى در اصول و بنیان آن راه نیافته مگر بعض فروع آن از کاشیکارى و غیره که فى الجمله ریخته است. و مجملاً عمارت مذکور ارتفاعاً محتوى بر پنچ چشمه دارد که همه آنها مشتمل بر حجرات و همه بالاى  یکدیگر است و محلهاى نیکو است و یک جهت آن با دیگرى چشمه‏ ها متفاوت است این عمارت را شاه عباس بزرگ بنا و تمام نموده و دروازه از صحن نجف اشرف تیمناً و تبرکاً آورده ست و بر آن نصب کرده و تا حال دروازه عمارات است و بجا است و به همین سبب آنرا عالى قاپو نام نهاده است. سلاطین بعد از او پیش این دروازه را عمارت خروجى بطرف میدان طرح انداخته و ساخته‏ اند و دو طرف آنرا هم یمیناً، یساراً، دخولى و حجرات بنا کرده و بر بالاى همه آن تالارى به طرزى خوب و جهى مرغوب بنا و تمام نموده ‏اند با ستون هاى بلند و سقف مرتفع به استحکام استوار کرده که بیننده را حیرت افزاید و در میان آن تالار حوضى ساخته‏ اند که در زمان پیش آب مینموده ‏اند و با استحکامى است که اصلاً رطوبتى بسقف بناى زیر آن نشر نمی کرده و این تالار محل نشیمن پادشاه براى عرض لشکر بوده و از چند حجره میانى آن عمارتن رفیع راه ورود باین تالار است و چنان استادى در ساخت و اتصال این دو عمارت نموده‏ اند که کسى گمان نمی کند اینها را در دو وقت ساخته و متصل نموده اند و چون بر بالاى این عمارت به طبقه آخرى روند تمام شهر بل اطراف آن نمایان و ناظر را حالت انبساط و فرح روى بنماید و در آن بالا هم یک مربعى محلى باز ساخته‏ اند که چون بر آن روند نمایندگى زیاد و صفا بیشتر و کیفیت غریب‏تر باشد. مثل این عمارت و غرابت و نفاست آن که در تمام ایران بلکه بسیارى از ممالک دیگر موجود نیست.  میرزا علیخان نائینى روزنامه نویس ناصرالدین شاه قاجار در سال 1300 هجرى قمرى گزارشى که راجع به تاریخ و جغرافیاى ایران در دو جلد تهیه کرده که هنوز مخطوط و تا چند سال قبل در کتابخانه وزارت دارائى بود و به طوریکه در پیش اشاره شده آنچه راجع به اصفهان نوشته عیناً با کتاب جغرافیاى اصفهان میرزا حسینخان تحویلدار که به چاپ رسیده بعین منطق می باشد راجع به کاخ عالى قاپو چنین نوشته است.  تالار و قصر عالى قاپو تا حال به نیکوئى و عظمت و ارتفاع آن عمارتى در ایران ساخته نشده پنج طبقه قصر مزبور بانضمام کلاه فرنگى عرشه آن 34 ذرع ارتفاع دارد هر کدام از طبقاتش و مشتمل برمکان هاى ملوکانه و اطاق هاى وسیع و طاق هاى رفیع و بیوتات زمستانه و تابستانه و جلو قصر از پایه روى زمین الى محاذى سقف طبقه دوم قصر پایه و صحن تالار عظیم تالار فوقانى واقع شده چاه و منبع طبقه دوم قصر، من بعد از ظهر آن منبع حوض از مس یکپارچه است و غیر از مجراى دو سوراخ تنگ تنلبه ممر و مدخلى بجهت قصر و تالار ندارد که با چرخ و دلو بتوان آب کشید. و دیگر درب بسیار عالى که بدروازه دالان تحتانى قصر منصوب است از چوب زیاد با دوام و قوامى است معروف به چوب کلوذه که جوزق درختى باشد از هر چوبى هست درب اول بقعه متبر که حضرت امیرمومنان علیه السلام است که سلاطین هندوستان در نجف اشرف برده بودند. وقتى شاه عباس صفوى درب نقره را برد و بجاى آن نصب نمود درب مزبور را جهت تیمن و تبرک به اصفهان آورد و به دروازه دالان قصر و تالار برقرار فرمود، الان قصر منسوب به آن درب است و درب موسوم به على قاپو و قبله گاه خلایق است.  وضع ساختمان عالى قاپو را مسترسایکس انگلیسى بطور اختصار چنین توصیف کرده:  در طرف مشرف میدان شاه عالى قاپو یا عالى قاپو دروازه بزرگى قرار دارد که آن مدخل قصر سلطنتى بوده است. این بنا عبارت از یک طاق نماى بزرگى است که روى آن یک تالار بزرگ بر روى ستون هاى چوبى قرار گرفته و یکى از نمونه‏ هاى خاص معمارى عصر نوروز را رعام می دادند. شاردن میگوید این تالار زیباترین این تالارى است در نوع خود که من در تمام دنیا دیده‏ ام و از همین عمارت بود که شاه صفوى مسابقه‏ هاى چوگان بازى، اسب سوارى، و جنگ حیوانات وحشى، را در حضور هزاران رعایاى خود تماشا مى‏ کردند.  جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى اظهار نظر کرده که اشتهار اینکه درب عالى قاپو را از نجف آورده ‏اند براى جلب افکار عمومى و احترام بدر بار صفوى بوده است و اگر نه آوردن درب از نجف اشرف محرز نیست.  در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان وضع گذشته و زمان تالیف 1335 ه.ش را تشریح کرده و چنین گفته:  عالى قاپو - على قاپو - در میدان نقش جهان دوره تیموریان که تبدیل به میدان شاه امروزى شده است عمارتى از زمان تیموریان باقى بود که در زمان شاه اسماعیل صفوى تا اندازه ‏اى آباد و سپس بحالت خرابى در آمده وقتى که شاه عباس اول صفوى پاى تخت را به اصفهان انتقال داد ابتدا در باغ بزرگى که در طرف طوقچى بود منزل نمود و سپس که میدان را مسطح و مرتب کرد عمارت قدیمى را نیز براى سکونت خود و درباریان ساختمان نمود. و در دوران شاه صفى و شاه عباس دوم (1053) و شاه سلسمان و شاه سلطان حسین نیز تعمیراتى از آن به عمل آمده است. سیاحان و مورخین خارجى و داخلى شرح مفصلى نسبت به وضعیت و شکوه این کاخ نوشته ‏اند بخلاصه اینکه در آن تاریخ این قصر از تمام قصور سلاطین زیباتر و دلرباتر و جامع‏تر بوده است.  این عمارت فعلاً داراى جلوخانى است که در طرفین آن دو اطاق و از اره‏اش تماماً به ارتفاع یک متر و نیم از سنگ سیاه پوشیده و استوار شده و تمام بنا از آجرهاى تراش و یکنواخت ساختمان گردیده است و کسى حق نداشته سواره وارد شود. در جلو این جلوخان از قدیم زنجیر دانه درشت آهنى وجود داشت که بحلقه‏ هاى طرفین باز و بسته میشد که هر کس پناهنده میشد در امان سلطان بوده است.  به فاصله چند متر در اصلى کاخ ببلندى 5 متر واقع است که روى آنرا از فلز مطلا جدول کشى نموده‏ اند و در طرفین دو سکوى بزرگى به ابعاد 4 در 5.2 متر از شش پارچه سنگ مرمر  ظریف ساخته شده و بالاى در ورودى عبارت: انا مدینة العلم. و على بابها بر روى کاشى زمینه زرد نوشته شده است. آستانه این در سنگ مرمر مدورى است که میگویند شاه عباس هر وقت سواره می آمد در اینجا پیاده می شد و پا روى آستانه نمی گذاشت و عبور می کرد.  درباره وجه تسمیه عالى قاپو بعضى را عقیده آنست که این در را شاه عباس از نجف و بجاى در نقره‏ اى که بدانجا برده آورده و از این جهت على قاپو نامیده می شود. عده دیگرى گویند به جهت اینکه در بلند و عالى است بنام عالى قاپو گفته‏ اند و یا در برابر باب العالى ترکیه نام گذارده شده این در نیز داراى زنجیر مطلائى بوده که حکم بست را داشته و الحال نیز قطعه از آن باقى است که تا این اواخر مردم متوسل بآن شده نذوراتى مینمودند و مانند مقابر متبرکه نیز پارچه ‏اى باین زنجیر مى ‏بستند.  بالاى در ورودى پنجره مشبک چوبى از زمان قدیم باقى است. دهلیز عمارت ازاره ‏اش از سنگ هاى سیاه و بالاتر تماماً از نقاشی هاى زیبا گل و بوته تزیین یافته ورودى آنرا گچ کشیده بودند که این اواخر کم و بیش نثاشی ها را از زیر گچ بیرون آورده‏ اند.  دو دهلیز ورودى و خروجى عمارت از مشرق به مغرب یا به عکس بطور عمود بر یکدیگر مانند صلیب ساخته شده که در اصلى و سکوهاى سنگ مرمر طرفین واسطه بین آن دو است. در یکى از چادرهاى این کاخ طبقات مختلفه تعمیر و نقاشى کاخ را در گذشته بخوبى نشان مى ‏دهد در روى یکى از ورقه‏ هاى نقاشى، دیوار این عبارت خوانده میشود: گرکند براه تو.... زانکه تقوى سر هم کرم است              نا گرفتن درم بوجه حرام

بهتر از بذل کردن امیرالمومنین ...

  کتبه الفقیر سید افضل مقصود على دورانى بتاریخ جمادى الاول 1032 و مخصوصاً نامى از شاه صفى و تاریخ آن برده است.  این بنا در قدیم دو راه پلکان پیچ مانند داشته که اکنون باقى است و شاه عباس راه وسیع‏ ترى براى ایاب و ذهاب خود و سفراء ساختمان نموده که کف تمام آنها از کاشی هاى هفت رنگ عالى تزیین شده بوده است. این راه شامل 40 پلکان و دوراه دیگر داراى 17 پله می باشد و تا طبقه چهارم اطاق هاى متعدد و منقوش در اطراف دهلیز ببالار دارد که مختص بدرباریان بوده است.  شاه عباس کبیر بیشتر وقت خود را در این قصر بسر میب رد و پذیرائى ‏هاى و رسمى را نیز در همین جا اختصاص داده و از بالاى تالار سان قشون و پیشک هاى سفرا و چوگان بازى و یا عملیات ورزشى پهلوانان را تماشا می کرده. این ایوان بطول 28 و عرض 16 و ارتفاع 12 متر و از کف میدان تازیر سقف 24 متر می باشد که فقط طرف غرب آن متصل بکاخ یا اطاق هاى مسکونى است ایوان داراى 18 ستون چوبى و بر روى پایه ‏هاى سنگى منشورى شکل قرار دارد. این ستون ها مانند ستون هاى عمارت چهلستون 16 ضلعى و 8 ضلعى و داراى نقاشى و آینه کارى بوده است که در دوره قاجاریه از بین رفته و در سال 1327 نیز براى تعمیر و جلوگیرى از نفوذ موریانه تخته‏ هاى روکوب آن برداشته شد. در وسط این ایوان حوض مستطیل شکلى بابعاد 4در6/5 متر است که اطرافش از سنگ هاى مرمر و کف حوض از مس پوشیده شده و داراى سه فواره بوده است. در پاشویه این حوض قسمتى از سنگ مرمر مشبک و براى خروج آب هاى زیادى بوده که در ناودان مطلاى طرفین تالار رو بطرف میدان شاه می ریخته است منبع آب این حوض را در دامنه کوه صفه می دانند که از آنجا به عمارات سلطنتى دنباله رودخانه مانند آینه خانه و هفت دست و غیره می رسیده و سپس به این عمارت می آمده است. ولى از نوشتجات سیاحان و غیره مخصوصاً بنا به گفته شاردن چنین معلوم میشود که در جنب این کاخ نیز چاهى بوده که بوسیله چهار گاو با دم مخصوصى آب بطبقات مختلفه می رسیده است در بالاى این تالار اشعارى بشرح زیر موجود است که چند فرد آن نوشته می شود:

 کلب درگاه على فخر شهان - یا الله

حامى دین جان سلطان زمان - یا محمد

 زانکه آب رحمتست خاک بهشت- یا على مدد

دست قدرت طینت گردون سرشت - یا الله

 پایه ایوان کاخش بى حساب - یا محمد

باشد آن جائى که سرزد آفتاب - یا محمد یا على

 منتظم باشد از آن گردون ماب - یا الله

ران........ همچو........انتخاب - یا محمد

 روز بادا امیرالمومنین - یا على 

شاه دین شاه زمان سلطان حسین

 یا الله........... این سلیمان بن سلیمان بارگاه

  از اره دیوارها تماماً از نقاشی هاى بسیار زیبا و مصلا تزیین شده بود ه که الان نیز مشاهده میشود در قسمت هاى بالا هم تصاویر متعدد ایرانى و اروپائى موجود است که هر بیننده را مات و متحیر میسازد این نقاشی ها در دوران هر یک از سلاطین بطرز خاصى تعمیر و نقاشى شده و بعد در زیر گچ مستور گردیده روى بعضى صورت هاى موجوده را در سال 1328 از طرف باستانشناسى شیشه نصب نموده‏ اند که از دستبرد و خرابکارى جهال محفوظ ماند ولى متاسفانه افراد مغرض و نادان از شکستن شیشه‏ ها و خرابى صورت هاى دریغ نداشته‏ اند.  سقف این تالار از تخته چوب هاى مثلث الشکل و با رنگهاى عالى منقش تزیین گردیده است. اتاق شاه نشین بمساحت 9*8*7 متر و طول آن شش اطاق کوچکتر و منقش گوناگون که هر یک دلپذیرتر از دیگرى است واقع شده و طول زمان و کچ کشى روى آنها کمترین تاثیرى و تغییرى و در نقاشى و آب و رنگ آنها نداده است. در شاه نشین اطاق از از اره ببالا همان نقاشى ‏هاى عالى و قلم معجزآساى نقاشان با ایمان صفوى که با استادى علیرضا و امثالهم ساخته شده بقدى زنده با روح و متناسب است که هر قدر نگاه کنى غیر ممکن است که دیده خسته و یا کسل شود. هر قسمتى از این اطاق ها و طاقچه‏ ها نوعى مخصوص و بقلم نقاشان ایرانى و اروپایى تزیین شده است.  اطراف این ایوان در قدیم نرده و طارمی هاى چوبى مشبکى داشته است. چوب بست روى ایوان که از الوارهاى قطور و چوب هاى عظیم با اصول معمارى و هندسى کلاف کشى شده و سقف ایوان و ستون ها را استوار داشته موجب حیرت و تعجب است.  در سال 1334 بنابرتصمیم اداره کل باستان‏شناسى تعمیرات لازمه سقف و طرح‏ هاى اطراف بعمل آمده و شیروانى آهنى زده شده در طبقه پنجم عمارت اطاق ها و ایوانچه هائى است که همه از نقاشی هاى بسیار زیبا و خوش آب و رنگ نقاشى شده و چنانچه معروف است و مورخین نیز نوشته‏ اند از این طبقه ببالا مسکن حرامسراى شاهى بوده که مسلط بر تالار و ایوان شاهى باشند و بتوانند عملیات و جشنها و پذیرائى ‏هاى شاهانه را مشاهده نمایند.  در طبقه ششم که وارد شوید بر حیرت و تعجب شما افزوده می شود زیرا اطاق هاى متعدد تو در تو و گچبری ها و نقاشی هاى حیرت‏ انگیز مختلف را خواهید دید که هر قسمتى بطرز خاصى جلوه گر است از اره و بدنه بنوعى خاص نقاشى شده و در بالا گچبری هاى زیبائى مانند جاى ظروف و یا باشکال هندسى ساخته‏ اند. عده ‏اى را عقیده بر آنست که در زمان شاه عباس حبس الصوت بوده که وقتى نوازندگان دست از نواختن می کشدند مجدداً همان صدا و آواز بگوش می رسیده است و در کتب و نوشتجات نیز این اطاق ها را بسفره خانه و یا شرابخانه و یا چینى خانه نامیده ‏اند.  طبقه هفتم عمارت یا سقف بام که بارتفاع 48 متر از روى زمین می باشد مشرف بر تمام شهر اصفهان است و منظره بى نهایت عالى و جالب توجهى را در بیننده ایجاد می کند و بیشتر سیاحان و یا تماشاچیان آمدن به عالى قاپو را براى دیدن منظره شهر اصفهان و نقاشی هاى زیباى آن انتخاب می نمایند. از بالاى این کاخ آثار تاریخى اصفهان در مشرق مانند بناهاى دوره سلجوقى و مسجد سلطانى در جنوب و طرف مغرب کوه آتشکاه و مدرسه سلطانى و سایر بناهاى زیباى اصفهان را میتوان بخوبى مشاهده و عکس بردارى نمود.  منظره میدان شاه و مسجد زیباى شیخ لطف الله روح تازه یا بهر بیننده و عاشق این ابنیه میدهد. در مغرب این کاخ عمارت شهربانى است که گنبد آجرى توحید خانه یا گنبد طاوس دوره صفوى واقع شده این گنبد داخلش تزیینات آجرى زیبائى دارد که در زمان صفویه قابل توجه بوده و اکنون زندان شهربانى است و عوامل آنرا گنبد شیر گویت می نمامند.  این کاخ در زمان صفویه احترام خاصى داشته و تمام مردم درباره آن بچشم احترام و بزرگوارى نگاه میکردند و بتمام باغات و عمارات سلطنتى متصل بوده است. شاه عباس جشن نوروز سال 1006 ه1598 م را براى اولین مرتبه در اینجا بر پا نمود و بعد از او نیز هر یک از سلاطین در این قصر جشن هائى ترتیب داده و پذیرائی هاى شاهانه از بزرگان و سفراى خارجى نموده و بر شکوه و جلال این قصر افزوده‏ اند شاه عباس دوم و شاه سلیمان هر یک از پذیرائی هاى مفصلى در این کاخ نموده که شرح تفضیلى آنها در تاریخ درج است.  در زمان شاه سلطان حسین نیز این قصر تعمیر شده و در دوره افاغنه و اواخر قاجاریه خراب گردیده است. مطابق کتیبه سر در ورودى بر روى کاشى بسال 1274 هجرى در زمان ناصرالدین شاه قاجار تعمیر گریده و بعداً متروک مانده تا در دوره رضا شاه فقید تحت تعمیر درآمده و مدتى اداره شهردارى بوده و اکنون در تصرف وزارت فرهنگ و اداره باستان‏شناسى محافظت می شود.  در این پانزده سال اخیر که نگارنده عهده دار قسمتى از امور باستان‏شناسى میباشم بعلت نبودن اعتبار نمایندگان محترم باستان‏شناسى موفق نشدند کنجکاوى بیشترى نسبت به نقاشی ها و یا تاریخ و کتیبه‏ هاى آن بنمایند علاوه بر این احتیاج کاملى بتعمیر و کلاف کشى اطراف و تعویض بعضى ستون هاى معوج آن دارد زیرا شکاف هاى گوناگون بر این بناى باستانى وارد گردیده و امید است بزودى تعمیرات شایانى از این بعمل آید.

 مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخى اصفهان راجع بوضع ساختمان عالى قاپو چنین نوشته است:  تالار عمارت عالى قاپو از الحاقات دوره شاه عباس دوم است:  به طبقه سوم عمارت عالى قاپو در دوره شاه عباس دوم تالارى با 18 ستون از چوب چنار اضافه شده است که ستون هاى آن با آینه پوشش می شده و سقف آن با صفحات بزرگ نقاشى روى آلت هاى چوبى تزیین شده. با یک نظر بساختمان این تالار، الحاقى بوده آن بعمارت اصلى، واضح می شود. در وسط این تالار حوضى از، مرمر و مس قرار دارد که داراى فواره هائى بوده و در مراسم مخصوص آب از آنها جستن می کرده شاردن سیاح فرانسوى که در دوره سلطنت شاه عباس دوم و شاه سلیمان در اصفهان بوده و این عمارت را در سفرنامه خود توصیف کرده است صریحاً می نویسد که آب را بوسیله ماشین هاى مخصوصى بالا می آوردند و بدیهى است آنچه را که شاردن ماشین می نامد چیزى غیر از چرخ آبهاى معمولى منازل اصفهان، نمی تواند باشد: مولف اصولا توجه به ساختمان تالارها با حوض  وجهش آب از فواره یا شیرهاى سنگى از اختصاصات بناهاى دوره شاه عباس ثانى است و این کیفیت در تالار چهلستون و تالار عمارت آئینه خانه که در دوره سلطنت این پادشاه با تمام رسیده به خوبى مشاهده می شود. دیوارهاى تالار عمارت عالى قاپو بطوری که عیان است داراى دو پوشش تزییناتى می باشد که بر روى هم قرار گرفته‏ اند. پوشش زیرین تزیینات عهد شاه عباس دوم است و پوشش بعدى تزییناتى است که بذوق و سلیقه شاه سلطان حسین در تالار این کاخ اضافه شده است. تزیینات نقاشى و اشعارى بخظ نستعلیق قرمز رنگ بر زمینه گچ سفید در زیرقشرى از گچ دیگر که در اواخر عهد قاجاریه در پوشش عهد صفوى را مستور نموده بوده است آسیب زیاد دیده معذلک در بعضى قسمت ها تشخیص این تزیینات و بعضى خطوط در سنوات اخیر از زیر گچ خارج شده امکان‏پذیر شده است

 کلمات و مصرعهائى از اشعار منقوش بر دیوار عمارت عالى قاپو که از تعمیرات با اضافات دوره شاه سلطان حسین حکایت می کند و هنوز قابل خواندن است بشرح زیر می باشد.

 یا الله (شهنشاه دین) یا محمد (داور دین پرور ایران زمین) یا على مدد

 کلب درگاه على فخر شهان (یا الله)       حامى دین نبى...(یا محمد)        آنکه ز آب، رحمت و خاک بهشت (یا على مدد)       دست قدرت طینت گردون سرشت (یا الله)       پایه، ایوان قدرش بى حجاب (یا محمد)          باشد آنجائیکه سر زد آفتاب (یا على مدد)، منتظم باشد از آن گردون مآب -یا الله.

 ملت همچون آن جناب (یا محمد) - (یا على مدد) شاه دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه. اشعار دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه (اشعار محمد بیک فرصت راجع بساختمان ایوان عالى قاپو )بنقل از قصص الخاقانى، خطى در سال 1053 هجرى شاه عباس ثانى به میرزا تقى الدین محمد وزیر اعظم خود دستور داد معماران عالى قدر در عمارت عالى قاپو رو بطرف میدان نقش جهان تالارى بنا نمایند و روز پنجشنبه بیست و چهارم شهر ذى القعده سال 1053 بناى این تالار گذاشته شد و در عرض اندک مدتى با تمام رسید. شاعرى موسوم به محمدى بیک متخلص به (فرصت) که تو پیچى سرکارشاهى بود در تاریخ بناى تالار این اشعار را سروده است

 اى معلا بناى عرش نظام              وى فلک کرسى فرشته مقام

سر به سر عالم از تو گلشن شد              از تو چشم زمانه روشن شد

 گرچه فرزند مادر خاکى              خلف خاندان افلاکى

 تا زمین از تو یک نشان دارد             سرفرازى برآسمان دارد

 آسمان از بلندیت شده پست              تا تو برخاستى سپهر نشست

 گر فرو ریزد آسمان بر هم              نشود خشتى از بناى تو کم

 چل ستون تو چهلستون باشد              که مدامت نگاه بآن باشد

 هر ستونى که از تو پاى بجاست              فلک پیر را بدست عصاست

 هر ستون تو اى رفیع بناى              شده راهى بعالم بالاى

 طرحش از گرد نور ریخته ‏اند              در گچ او ستاره بیخته‏اند

 آسمان با مهى در افشانش              کهنه فانوسى از شبستانش

 بهر دیوان آن سپهر بنا              زحل افکنده خشت بر بالا

 حسن خورشید بام دیوارش              من ندانم که بوده معمارش

 سقف او را چه جاى زیور بود              قبه زر بسى مکرر بود

 نصب کرد آخر اوستاد هنر              مهر انور بجاى قبه زر

 زده آن طارم فلک پایه              آسمان را بسر گل سایه

 سقف تالار آن رفیع بنا               بر سر عرش  گشته چتر گشا

 تا فلک دیده سرفرازى او              خوانده تکبیر جان درازى او

 روى طاقش ز فیض یزدانى              چون کریمان گشاده پیشانى

 درو دیوارش از کرشمه نگار              گل تصویر او همیشه بهار

 بلبلان خمش بناله زار              میسرایند بن در و دیوار

 مرع تصویرش ازر نظاره کند              گل گریبان رنگ پاره کند

 نیست ممکن که هیچ دانائى              بخیال آورد چنین جائى

  دم عیسى هواى منظر او              لوح تقدیر تخته در او

 بت چنین است نقش خاک درش              در فردوس سینه چاک درش

 دیده کى بیند از نظر سیرش              دل گرفتار زلف زنجیرش

 بارها خورده آسمان بلند              بشر آستانه‏اش سوگند

 که برون از تلاش گفت و شنید              کس چنین نقش بى قرینه ندید

 هست در وصف او زبان مغرور              شاه بیت است در جهان مشهور

  الواحى از کاشى بر جبهه شرقى عمارت عالى قاپو از تعمیرات دوره ناصرالدین شاه قاجار حکایت می کند چهار جانب عمارت عالى قاپو در دوران پادشاهى شاه عباس اول و شاه عباس دوم با کاشی هاى خشتى خوش نقش تزیین شده بود که توام به درها و پنجره‏ هاى نفیس آن منظره ‏اى بس جالب باین عمارت تاریخى می داده است و موجب نهایت تاسف است که از آن همه در و پنجره فقط یک پنجره در طبقه سوم عمارت بر جاى مانده و بقیه آنها به تاراج رفته است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار که مختصر توجهى نسبت به تعمیر بعضى بناهاى تاریخى اصفهان شده در عمارت عالى قاپو و هم ظاهراً کارهائى صورت گرفته که بطور حتم تعویض طرح ‏هاى فوقانى عمارت یکى از آن جمله کارها است و به این مناسبت بجاى کاشى ‏هاى خشتى گل و برگ عهد صفویه بر جبهه بالاى سردر ورودى فعلى کاشی هاى دیگرى که در بین آنها سه لوح خط نیز جاى داده شده قرار داده‏ اند. عبارت این سه لوح اشعارى است که شاعرى بنام کفاش سروده ضمن تعمیرات سال 1274 هجرى قمرى بخط نستعلیق سفید و در هم بر زمینه لاجوردى بجاى کاشی هاى عهد صفویه نصب شده است.

 عبارات و اشعار لوح وسط این کاشیکارى بشرح زیر است:

    ناصرالدین شاه قاجار

 در زمان ناصرالدین شاه قیصر پاسبان          شد ز تعمیر على قاپى رشک جنان

 باده دولت بجامش تا در آید آفتاب           سکه شاهى بنامش تا بگردد آسمان

    السلطان بن السلطان

 لوح سمت راست:

 دلا تاریخ تعمیر على قاپو است این انشاء            که شد از ناصرالدین شاه‏این نیکو بنا احیاء

 لوح سمت بشرح زیر است:

 تا على در عالم امکان ولى الله باد

صدر اعظم در پناه ناصرالدین شاه باد  در فهرست ابنیه تاریخى و اماکن باستانى ایران نیز تایید گردیده که عمارت عالى قاپو در سال 1274 هجرى قمرى تعمیر گردیده است و حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در کتاب آگهى شهان از کار جهان تاریخ تعمیر را سال 1272 نوشته است.  در اشعارى که کفاش اصفهانى براى تعمیر عالى قاپو در زمان ناصرالدین شاه سروده تاریخ تعمیر که در شعر گفته شده با تاریخى که در ذیل اشعار نوشته شده و نیز با تاریخ مرقوم در آگهى شهان از کار جهان مطابقتى ندارد. تاریخى که صراحة در ذیل السلطان بن السلطان نوشته شده: 1274 میباشد و تاریخى که از شعر ماده تاریخ کفاش بر میاید که شد از ناصرالدین شاه این نیکو بنا احیا یک هزار و دویست و هشتاد و نه می باشد و اگر فرض کنیم که لفظ که عدد آن به حروف جمل 25 است جز تاریخ نباشد می شود 1274 و با تاریخ تصریح شده در کتیبه مطابقت دارد و قسمت دوم درست بنظر می رسد و ممکن است گفت که تاریخ مندرج در آگهى شهان از کار جهان تاریخ شروع تعمیر بوده است.  در هر حال در سال 1299ه.ق ممیزمالیه اصفهان عمارت عالى قاپو را جزء عهمارات نیمه خراب قلمداد کرده و در مجله ارمغان سال اول شماره 59 صفحه 986 مندرج می باشد.  آنچه مسلیم است بعد از ناصرالدین شاه توجهى که به عمعارت عالى قاپو نشده که هیج حتى المقدور وقت درصدد خرابى و برداشتن آثار عتیقه آن بوده‏ اند و حتى آثار گذشتگان را محو می کرده ‏اند و از همین جهت بوده که روى نقاشی ها را گچ می گرفتنه ‏اند.  نگارنده بخاطر دارم پیش از طلوع سلسله پهلوى این عمارت گردشگر عمومى هر کسى به سلیقه خود می توانست در آنجا تصرفاتى کند و با یادگارى بنویسد و آنجا محل آش پختن و دخیل بستن شده بود و در واقع خرابه و جغد نشین بود.  ولى پس از طلوع سلسله پهلوى روز به روز موجبات تعمیر و حفط اینگونه عمارات با تصویب قانون عتیقات و تاسیس ادارات وابسته به آن فراهم گردید و اکنون این کاخ تاریخى و دیگر انبیه باستانى تقریباً بحال اول برگدانیده شده‏ اند. عمارت عالى قاپو اکنون مورد تعمیرات اساسى و تزیینى و مهارکشى آهنى بنا و اصلاح نقاشی هاى داخل ساختمان و تحدید کاشیکارى جبهه خارجى و پشت بغل هاى آن می باشد. کاخ مزبور در طى شماره 104 به ثبت تاریخى رسیده است

 عمارت عالى قاپو از دو قسمت متمایز تشکیل شده است:

 1- قسمت جلویى و مدخل عمارت

 2 - ساختمان اصلى کاخ

  1 - قسمت جلویى ساختمان از ساختمان اصلى جلوتر است و مدخل وسیع عمارت در همین بخش واقع است. مدخل داراى تاق جناغى است و در دو طبقه طرفین آن درها و تاقنماهاى کوچکترى وجود دارند. بالاى مدخل ایوانى هست که از سه جهت باز است و تاق چوبى دارد. تاق ایوان بر 18 ستون تراشیده قرار گرفته است. در زمانهاى گذشته به هنگام ضرورت اطراف ایوان را باپرده مى‏ پوشانیده‏ اند. حوضى با لبه‏ هاى مرمرین در وسط ایوان قرار دارد که فواره هایى دارد ؛ کف حوض را از مس ساخته‏اند. از نوشته‏هاى جهانگردانى چون تارونیه و شاردن چنین بر مى‏آید که در گذشته دور، دیوار انتهاى ایوان و سطوح ستونها آینه کارى بوده است. بناى این ایوان یا به عبارت دیگر تالار بر اساس کتاب قصص الخاقانى در سال 1053 هجرى قمرى آغاز شده در مدتى بسیار اندک به اتمام رسیده است. مدخل به دهلیزى راه مى‏یابد که به صورت شمالى - جنوبى ساخته شده. در پشت این دهلیز عمارت اصلى عالى قاپو قرار دارد که در آن مقابل مدخل که از آن نام بردیم قرار دارد.

 2 - بناى اصلى عالى قاپو از شش طبقه تشکیل شده است. در طرفین در ورودى عمارت شش طبقه دو سکوى سنگى وجود دارد. کتبه‏ اى  نیز در بالاى این در قرار دارد که قسمتى از آن با گذشت زمان از بین رفته است. کرباسى که پس از در ورودى قرار گرفته سقفى بلند به اندازه مدخل جلویى ساختمان دارد. در همین کرباس مقابل در ورودى عمارت اصلى درى دیگر با دو سکو در طرفین هست که کرباس را به حیاط پشت ارتباط مى ‏دهد. بالاى این در پنجره‏اى مشبک قرار دارد که از آن نور به داخل کرباس مى ‏تابد. اتاق هاى اطراف همین کرباس در حقیقت محل ادارات دولتى بوده است.

 دو راه پله مارپیچ در دو گوشه طبقه اول راههاى ارتباطى را تشکیل مى‏دهند. بالاى طبقه اول چهار طبقه هست که هر دو طبقه علاوه بر اتاقهایى که دارند داراى تالار بزرگ هستند. نخستین تالار به وسیله درى بزرگ به ایوان بخش جلویى عمارت باز مى‏شود. بر در دیوار این تالار نقوشى زیبا و رنگارنگ وجود دارد که اغلب از آثار رضا عباسى است.

 طبقه ششم تالارى بزرگ دارد که تماماً گچ کارى است. این تالار که به اتاق صوت نیز شهرت دارد، بر اساس شناخت فیزیکى صوت و انعکاس آن به نحوى ساخته شده که مثل یک استودیوى مجهز به ضبط صدا طنین‏هاى اضافى صدا را از بین مى ‏برده است و اصوات را به صورتى صاف به تمام قسمتهاى تالار مى‏رسانده است. دیوارهاى اتاقهاى اطراف نیز با نقاشیهاى زیبا تزیین شده‏اند.

 با چند روش مختصر از سفرنامه پیترودولااله، جهانگرد ایتالیایى که در سال 1617 میلادى، هنگام روى کاربودن سلسله صفویه به ایران سفر کرده به معرفى بیشتر عمارت عالى قاپو مى ‏پردازیم:

 ... اتاقهاى کوچک به اندازه‏اى از راههاى مختلف به یکدیگر مرتبط شده‏ اند که به قرار گفته مستحفظ در عمارت پانصد در کوچک به وجود آمده است. زیبایى این عمارت بیشتر از آن ناشى است که تمام دیوارها از صدر تا ذیل تذهیب و با مینیاتورهاى بسیار ظریف و الوان منقوش شده است و در بین طلاکاریها و رنگهاى مختلف در بعضى نقاط روى دیوار کنده کاریهایى شده که واقعاً زیبایى خاصى دارد، مضافاً به اینکه دایوارها نمى‏دانم از گچ مخصوص با چه ماده دیگرى به وجود آمده که علاوه بر یکپارچگى و صافى، درخشش و جلاى خاصى دارند و گویى از حریر سفیدند و روى آنها نه تنها خطوط سیاه کنده کارى شده بلکه برق طلا و رنگ لاجوردى و رنگهاى تند دیگرى که به کار رفته فوق العاده جلب نظر مى ‏کند.

 به اندازه ‏اى سقفها زیبباست که باید از طرف ما ایتالیایی ها مورد تقلید قرار گیرد.

 بعضى پنجره ‏ها نیز واقعاً شایسته تقلیدند. این پنجره‏ها غالباً در بالاى اتاق واقع شده‏اند زیرا فقط براى گرفتن نور از آنها استفاده مى‏ شود و به این ترتیب باز کردن آنها مورد لزوم نیست.

 در داخل این عمارت، روى دیوارها به طور تک تک چهارچوبى وجود دارد که داخل آن را نقاشى کرده ‏اند.

 اینک که با کل عمارت عالى قاپو آشنا شدیم، یادآورى این موضوع نیز خالى از فایده نیست که از پشت بام آخرین طبقه آن مى ‏توان منظره عمومى شهر اصفهان را تماشا کرد.