اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

شرمگين

ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:

عمرم همه در ناليدن٬بر باد رفت
و زندگی ام همه در جرعه نوشيدن٬بر آب!
واکنون بر لب بحر فنا منتظرم.
بتم شکسته٬اسماعيلم ذبح شده٬
برج نورم خاموش و مناره ی معبدم دود زده٬
در اشغال فرزندان قابيل٬
در توليت خواهر گرگ!
و من شرمگین و پریشان٬
در این اندیشه ی دردآور
که ساعتی دیگر-که " آفتاب بر قله ی مغرب فرو می شکند"٬
و تو روح دردمند من٬به سراغ من می آیی
تا کوزه هايی از آب سرد وخوشگوار چشمه ساران پاک سپيده دم های دور دست را
از دست من بگيری -
با چه رويی در را به روی تو بگشايم؟

دکتر علی شريعتی