اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

او نيست !
ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
دلی که از بی کسی غمگين است
هرکسی را می تواند تحمل کند.
هيچ کس بد نيست.
دلی که در بی اويی مانده است٬
برق هر نگاهی جانش را می خراشد.
لبخندها زهرآگين٬
دهان ها حفره های وقيح آزار دهنده٬
تسليت ها خفقان آور٬
لذت ها دروغ هايی فريبنده٬
زيبايی ها حيله های اغفال٬
افق ها حصارهای عبوس زندان٬
درختان هريک قامت دشنامی٬
ابرها هر پاره سايه ی نفرينی٬
مهتاب سرد و آفتاب رسوایی
و روز برص گرفته ی وقیحی که او را
بر سر کوچه و بازار بیگانگان می گرداند
وشب٬گرگ آدم خواری که در پناهگاه دردمندش
او را می جوید تا فرو بلعد.
و طبیعت نه دیگر هیچستانی سرد و گنگ
که دوزخی در گرفته از حریق و دریایی مواج از آتس های عذاب...
که چهره ه ای٬نگاهی٬طرح اندامی٬طنینی٬رنگی
در نگاه های او فریاد میکشد مه او نیست. !
دکتر شریعتی