اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

 
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام

امشب میخوام مطلبی بنویسم که با تمتم مطالبی که قبلا نوشتم فرق میکنه.

تا حالا پیش اومده که مجبور به نوشتن وسپردن کارهاتون به دیگری بشید؟مثلا موقع رفتن به مسافرت به کسی بگید که فلان کار رو انجام بده یا  از فلان شخص معذرت خواهی کن یا....

من به دلایلی مجبور شدم این کار رو انجام بدم که به اصطلاح دینی به این کار وصیت گفته میشه.

اول فکر میکردم که نوشتن وصیت نامه خیلی راحته.آدم هر چیزی که داره رو تکلیفش رو روشن میکنه و  انجام کارها رو به دیگری میسپاره.

اما واقعیتش وقتی خودم شروع به نوشتن کردم دیدیم که سخت ترین کاری که باید انجام بدیم همین نوشتن وصیت نامه است.از مشخص کردن طلب و بدهی و اموال و املاک و کلا مادیات که بگذریم ، حلالیت طلبیدن و بخشش از کسانی که به هر دلیلی از ما رنجیدند از همه سخت تره و ترس اینکه نکنه نبخشندش و همینطور گناهکار بمیره عذاب آوره.

با نوشتن وصیت آدم تازه میفهمه که چقدر اشتباه داشته و کجاها پاش لغزیده و کجا تونسته سربلند باشه.دقیقا عین این میمونه که بشینی و فیلمی که از تمام دوران زندگیت گرفتی با دقت و بی طرفانه نگاه کنی.

و من این کار رو کردم و اگه زنده موندم و زندگیم ادامه داشت هر چند وقت یک بار وصیت نامه ام رو باز نویسی میکنم که حداقل زودتر به اشتباهاتم پی ببرم و بتونم اصلاحشون کنم.

و آخر اینکه امیدوارم که موقع مرگ همه برامون ناراحت و گریان باشند نه خوشحال و با کلی نفرین راهی دیار باقی بشیم.

آمین