اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

جهانگیر خان قشقایی
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

فرزند محمد خان دره شویی، متوفی 1328ق، حکیم و عارف ربانی، از فلاسفه و مدرسین حکمت در عصر قاجار است. معروفترین استاد وی حکیم نامی محمدرضا صهبا قمشه ای از حکما و عرفای بزرگ اصفهان بود. بسیاری از بزرگان و علمای اصفهان شاگردان وی بوده اند. ظاهراً مرحوم جهانگیر خان شرحی بر نهج البلاغه داشته است که اکنون اثری از آن نیست. در ماده تاریخ وفاتش آمده است: « جهانگیر نزد خدای جهان شد».


جهانگیرخان در جوانی از شاهنامه خوان های ممتاز طایفه ی خود محسوب می شد.

در یک فرصتی که به اصفهان آمد و با بزرگانی چون همای شیرازی( متوفی 1290ق) و میرزا عبدالجواد حکیم ( متوفی 1281ق) تماس گرفت، صفای باطن و لیقات ذاتی وی موجب گردید که به تحصیل علم و معرفت بپردازد. معلوم نیست در سفری که به اصفهان داشت چه گفتند و چه شنید شوریده حال شد و ترک وطن و دیار کرد و در مدرسة صدر بازار اصفهان به تحصیل علم و تهذیب اخلاق پرداخت و طولی نکشید که جامع علوم عقلی و نقلی و بزرگترین استاد فلسفه ی کلام،فقه و اصول گردید.

 جهانگیر خان در سن چهل سالگی تحصیل علم را شروع کرد و تا آنجا پیش رفت که از فیلسوفان ، هر کسی که می خواست اظهار فضل کند، خود را شاگرد جهانگیرخان معرفی می کرد. وقتی که حاج ضل سلطان حاکم جابر اصفهان خواست که دیدارش برود، جهانگیرخان به او اجازه نداد لذا یک روز ضل سلطان بدون اطلاع قبلی به مدرسة صدر اصفهان رفت و وارد اتاق وی شد و گفت : « جناب جهانگیرخان! اگر سابق می خواستید مرا ببینید، چند ماه طول می کشید من باید از شما وقت بگیرم و این به سبب مقام ارجمند علمی شما است».

در مورد اخلاق شخصی جهانگیرخان عمر او تندی و خشم از وی ندید و یک سخن زشت ناهنجار از زبانش نشنید. روحیات جوانی خویش را هرگز فراموش نکرده بود. و در ایام کهولت نیز به سوارکاری، تیراندازی و نشانه زنی علاقه داشت. برای حفظ سلامتیش همه روزه مقداری پیاده راه می رفت و در اواخر عمر به بیرون رفتن از مدرسه برای وی مشکل بود اطراف مدرسه مدتی قدم می زد. عموم طلاب مدرسه صدر او را چون پدری مهربان دوست داشتند و در مرگ وی به شدت می گریستند زیرا که پدری دلسوز و مهربان را از دست داده بودند، جنانکه که گفته اند، بیشتر آنان وصیت کردند که بعد از مرگ کنار استادشان دفن شوند.

بزرگترین تأثیر علمی جهانگیر خان آن بود که فلسفه را از تهمت، ضلالت و الحاد رهانید. و همان کاری را انجام داد که مدت ها قبل فقیه نامدار آقا حسین خانساری انجام داده بود. مقام دیانت، تقوا و عفاف جهانگیر خان چنان مسلم و آشکار بود که پیشوایان بزرگ روحانی مانند آیت الله العضمی بروجردی و آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی به تحصیل فلسفه و حکمت در اصفهان در خدمت جهانگیرخان و آخوند کاشی افتخار می کردند. و مایل بودند که در شرح حال خویش به ین قسمت از زندگانی شان اشاره شود، حکیم جهانگیرخان با حکیم ربانی و مدرس معروف آخوند کاشی هم عصر بودند. هر دو بزرگوار در مدرسة صدر ساکن و حوزة علمی اصفهان در تحصیل فلسفه و حکمت به وجود ایشان استوار بود. هر دو استاد نیز یکدیگر را برادرانه دوست داشتند و رابطة اخوت بین ایشان برقرار بود. هر دوی آنان تا آخر عمر مجرد زیستند . حق رفاقت بین دو استاد تا آخر عمر و حتی بعد از مرگ نیز باقی ماند. چنانکه نقل است جهانگیر خان زودتر از آخوند کاشی درگذشت. در این زمان آخوند کاشی به قدری مریض احوال بود که نمی توانست راه برود. اما وقتی جنازة مرحوم جهانگیر خان را داخل مدرسة صدر آوردند تا بر او نماز بخوانند، آخوند کاشی بسیار بی تابی نمود و به شاگردانش اشاره کرد که زیر بقل های او را بگیرند تا وی نیز چند قدمی به مشایعت دوست عزیزش برود. اما بیشتر از چند قدم نتوانست جلوتر برود. سه شب از ماجرا نگذشته بود که یکی از شاگردان حکیم جهانگیر خان، او را در خواب می بیند که به وی می گوید: از آخوند تشکر کن که به مشایعت جنازة من آمد زیرا در چند قدمی که آمدند اذکاری را دنبال جنازه ام گفت که این اذکار سبب شد من از برزخ نجات پیدا کنم. برو از او تشکر کن و به او بگو : «‌الحق که حق رفاقت را به جا آوردی» .

ایشان بعد از گذشت 85 سال از عمر با برکتشان در سال 1328 هجری قمری دار فانی ا وداع گفتند.    

مجموعه تاریخی،فرهنگی و مذهبی تخت فولاد