اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

جایی برای ما هست
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خب ما با همیم

فقط تو و من

نشسته در کنار یکدیگر

نمی دانم چرا زمان به سرعت میگذرد

ولی من نمیخواهم بروم

خب من چیز زیادی نمی دانم

چون من همانی هستم که تو در مقابل خود میبینی

و نه بیشتر

احساس قرابت میکنم و هنوز دورم

ولی نمی خواهم بروم

من اینجایم،دستم را بگیر

می خواهم اینجا با تو بنشینم اگر درست باشد

اگر آزرده نشوی می خواهم بنشینم و تمام شب به تو خیره شوم

اینجا بنشینم در انتظار آغوش تو

تلخ است ولی حقیقت دارد

می دانی که خوب میشناسمت

تو فقط به من لبخند میزنی

و این مرا رنج میدهد

تنها اینجا به من بنگر

تو مرا به التماس می اندازی

ولی من نمی خواهم بروم

چرا که میدانی چقدر دوستت دارم

آری می دانی چقدر دوستت دارم...