اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

می توان
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

مي توان در كوچه هاي زندگي
پاسخ لبخند را با ياس داد
مي توان جاي غروب عشق را
به طلوع ساده احساس داد


مي توان در خلوت شب هاي راز
فكر رسم ابي پرواز بود
مي توان تا فرست ادراك هست
با خلوص ياس ها هم راز بود


مي توان با لحجه سرخ دعا
مدتي با اسمان خلوت نمود
مي توان با حرفي از جنس بلور
شوق را به هر دلي دعوت نمود


مي توان در ارزوي كودكي
با حضور يك عروسك سهم داشت
مي توان گاهي به رسم يادبود
در دلي يك شاخه نيلوفر گذاشت


مي توان از شهر شب بوها گذشت
عابر پس كوچه هاي نور بود
مي توان همسايه مهتاب شد
فكر زخم غنچه اي رنجور بود


مي توان با لطف دست پنجره
مهربان كنجشك ها را دانه داد
مي توان وقتي خزان از ره رسيد
يك كبوتر را به كنجي لانه داد


مي توان در قلب هاي بي فروغ
لحظه اي برقي زد و خورشيد شد
مي توان در غربت داغ كوير
گاه ان ابري كه مي باريد شد