اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

خو....نا....نگ....
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بعضی وقتها یک اتفاقاتی میافته که نمی دونم خوشحالی کنم یا ناراحت باشم یا نگران!!!!!!!!

هزار تا سوال جورواجور مثل گنجشگکها که تو کارتونها دور سر آدم میچرخند دور سرم چرخ میزنند.

من به شخصه اعتقاد دارم که چیزی که باعث میشه من مورد سوظن یا بدبینی دیگران قرار بگیرم نباید اجازه نزدیک شدن بهش بدم.اما دردم میگیره که وقتی از همه چیزم میگذرم برای حمایت از تو, بخاطر لجبازی,اذیت کردن یا هر چیزی که اسمش رو بذاری سر به سرم بذاری.

خوشحال میشم چون انقدر مستحکم شدی که برای خواسته ات جلوم بایستی.

ناراحت میشم چون کارت اشتباست.

نگران میشم چون میترسم که شوخی شوخی جدی میگی...

خیلی دلم تنگ شده برای اون موقع ها که میشناختمت.....