اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

عشق
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دوست دارم خنده هایت را ، نفسهای رهایت را

چشمان سیاهت را ، نگاه با صفایت را

برج سخت شهر را با گامهایم فتح میکردم ..

می سپردی گر به من مثل کلیدی دستهایت را

می توانستیم با هم دنیا را بلرزانیم

پس چرا کشتی تو هم مانند من بغض رسایت را

من همینم سرکش و مغرور ، شاید موج ، شاید کوه

در هیاهوی سکوت خویش می پیچانم صدایم را

عشق چیزی نیست جز بارانی از غم پشت یک لبخند

تا که هر کس حس کند حال و هوایی را

زندگی جاریست و  آدمها ، اما ، سهم من از عشق ..........آه