اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

دکتر شریعتی
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

هر کسی دو تاست و خدا یکی بود

 یکی چگونه می تواند باشد

 هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ٬ هست

 و خدا

 کسی که احساسش کند نداشت .


 
زندگی میگذرد
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

تا بحال شده کشتی احساست به گل بشینه؟سخته...مگه نه؟

اینکه خاطره ها باشن و دلت تنگ بشه و وقتی که چشمات آبستن بشن و اشکات بخوان متولد بشن...یادت میاد که چقدر آخراش بی انصافانه بهت سخت گذشت و چقدر راحت با یه جامعه ی مجازی مقایسه شدی...میدونی بغضت تو گلوت خنج میکشه و پرپر میزنه ..درد می کشی اما اشکات هیج وقت فرصت متولد شدن پیدا نمی کنن!

نه دیگه سخت نیست...زندگی سخت نیست...تنهایی سخت نیست...سرکردن با خاطرات آدمی که از حرفای قشنگش بوی غمناک یک ادعا موند سخت نیست!دیگه بازیچه شدن احساسات سخت نیست...سخت نیست ببینی آدم هایی که امروز عاشق سینه چاک اند و فردا فارغ آسوده!

جمله ی "سخت نیست"هم مثل خیلی چیزها یه دروغه...

دلم میگیره...اما باز مثل همیشه سکوت می کنم

بگذار بخندم...بگذار به روم نیارم..بگذار بابام فکر کنه دختر یکی یه دونش از یه تیر آهن 14 هم سخت تره...بگذار مامانم خوشحال باشه تاحالا احساس دخترش....

خوشحالم...از اینکه هیچ وقت این جسارت رو نکردم که خودم رو زیر جمله ی"من عاشقم" پنهان کنم! بگذار فکر کنه دلم از سنگه..بگذار فکر کنه دوستش نداشتم!

می دونست که دارم...واسه همین سرد و بی روح شد...واسه این بود که از نگاه من تا نگاه اون دیواری به بلندی دیوار چین کشیده شد!چقدر غریب شده بود

آره..دوستش داشتم...به اندازه ی لازم...شاید نه به اندازه ی کافی!.

رفتم...بی صدا...و میدونم که هیچ وقت درک نمی کنه که چرا؟!

کاشکی لااقل بخاطر زندگی خودش هم که شده بود به خودش میامد.

من زنده ام...دارم زندگی میکنم..نفس میکشم...و قدم بر میدارم به سمت آینده ایی که .....(جای خالی خودش به وقتش پر میشه)


 
بی دل
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شکفتی چون گل و پژمرده ای از من
 خزانم دیدی و آزردی از من
 به آوردی ، وگرنه با چنین ناز
 اگر دل داشتم می بردی از من

هوشنگ ابتهاج


 
آوار رنگ
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
 امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
 که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
 ناپدید ماند

حسین پناهی


 
عشق
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :

 

عشق زاییده تنهایی است.... و تنهایی نیز زاییده عشق است...

تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد .... کسی در پیرامونش نباشد!

اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!

برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند...

و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛

در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......

 

کتاب نیایش - دکتر علی شریعتی


 
همدرد
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند


 
خداحافظ
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 خداحافظ همین حالا

 همین حالا که من تنهام

 خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 خداحافظ کمی غمگین،

 به یاد اون همه تردید

 به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

 اگه گفتم خداحافظ

 نه اینکه رفتنت ساده اس

 نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

 بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

 خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ


 
به خاطر بیاور...
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

آنگه که ضربه های تیشه زندگی را به ریشه آرزوهایت حس می کنی به خاطر بیاور که، زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است


 
یادت هست...
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچیکی برای دوست داشتن من رفتم و بزرگ شدم ان قدر بزرگ که یادم رفت دوستت داشته باشم


 
اولین...
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه


 
تنها
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

سعی کن همیشه تنها باشی چون تنها به دنیا آمده ای و تنها می میری بگذار عظمت عشق را هیچ گاه درک نکنی چون آنقدر عظیم است که تو را در زندگی نابود می کند اما اگر عاشق شدی ... فقط یک نفر را دوست بدار بخند ، گریه کن و قدم بردار تنها برای یک نفر


 
عشق واقعی
ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

یادم باشد با چنان عشقی زندگی کنم که حتی اگر بنا بر تصادف در دوزخ افتادم ،خود شیطان مرا به بهشت بازگرداند


 
فلانی
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 هی فلانی....

می دانی؟...

 می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!!

 می آیند.......

می مانند.......

عادتت می دهند.......

و می روند.......

و تو...؟؟؟؟

 در خود می مانی...

 و ...

تنهایی...!

 راستی نگفتی؟

 رسم تو نیز چنین است؟؟؟؟

 مثل همه ی فلانی ها


 
دل خوش
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

جا مانده است
 چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه و
نه دندانهای سفید

حسین پناهی


 
عشق
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دوست دارم خنده هایت را ، نفسهای رهایت را

چشمان سیاهت را ، نگاه با صفایت را

برج سخت شهر را با گامهایم فتح میکردم ..

می سپردی گر به من مثل کلیدی دستهایت را

می توانستیم با هم دنیا را بلرزانیم

پس چرا کشتی تو هم مانند من بغض رسایت را

من همینم سرکش و مغرور ، شاید موج ، شاید کوه

در هیاهوی سکوت خویش می پیچانم صدایم را

عشق چیزی نیست جز بارانی از غم پشت یک لبخند

تا که هر کس حس کند حال و هوایی را

زندگی جاریست و  آدمها ، اما ، سهم من از عشق ..........آه


 
شب رفتنت
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم.
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ،آرزوهایت دعا کردم.
پس از یک جستجوی نقره ای ، در کوچه های آبی احساس ،تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ،با حسرت جدا کردم.
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی، دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم، تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم، همین بود آخرین حرفت،و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروب، ساکت و نارنجی خورشید وا کردم، نمی دانم چرا رفتی، نمی دانم چرا، شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی ، نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد.
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت.
کسی حس کرد من بی تو ،هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد.
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را با عبورخود نخواهی برد ،هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید ،کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو ،در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل ،میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر ،نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت ،دعا کردم...


 
نصیحت
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه


 
Dream
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

پشت هر پنجره شاخه گلی بگزاریم آسمان را که آبی نیست آبی بنویسیم عشق و دلدادگی و خوبی را همه باور کنیم همه عاشق باشیم


 
ای کاش...
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ای کاش جمله زیبای دوستت دارم بی هیچ غرضی بر زبان ها جاری بود! ای کاش از گفتن دوستت دارم، از ترس سوءتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم، ای کاش محبت را بی هیچ چشمداشتی حتی چشم داشت محبت، به او که دوستش داریم هدیه میدادیم ای کاش، جمله دوستت دارم را به هوس آلوده نمیکردیم.... ای کاش...