اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

شریعتی
ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد که در این لحظه چه می کشم؟

 چه حالی دارم!

 چقدر زنده نبودن خوب است!

 خوب ، خوب ، خوب!

 چه شب خوبی است امشب

 همۀ دنیا به خواب رفته است

ومن تنهـــــــــــــــا بیدارم

 نمی دانم چه کاری دارم ......


 
اسراف عشق
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.... دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

دکتر علی شریعتی


 
شریعتی
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خدایا کفر نمی گویم

 

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی

که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است!

(دکتر علی شریعتی)


 
مرهم
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

مرهمی بر این دل شکسته خود نمی یابم
هر چه هست زخمی دیگه بر این دل من است


 
زندگی
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

نمی دانم این چنگی سرونوشت
چه می خواهد از جان فرسوده ام
کجا می کشانندم این نغمه ها
که یکدم نخواهند آسوده ام
دل از این جهان بر گرفتم دریغ
هنوزم به جان آتش عشق اوست
در این واپسین لحظه زندگی
هنوزم در این سینه یک آرزوست
دلم کرده امشب هوای شراب
شرابی که از جان برآرد خروش
شرابی که بینم در آن رقص مرگ
شرابی که هرگز نیابم بهوش
مگر وارهم از غم عشق او
مگر نشنوم بانگ این چنگ را
همه زندگی نغمه ماتم است
نمی خواهم این ناخوش آهنگ را 


 
بیا
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بیا در یک شب آرام و مهتابی کمی هم صحبت یک یاس باشیم

 اگر صد بارقلبی را شکستیم بیا یک بار هم بااحساس باشیم

بیا به احترام قصه عشق به قدر شبنمی مجنون بمانیم

 بیا که گاه از روی محبت کمی از درد لیلی را بکاهیم


 
دلم گرفته است
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دلم گرفته است دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم
دلم گرفته است دلم گرفته است
چراغ های رابطه تاریک است چراغ های رابطه تاریک است
دلم گرفته است دلم گرفته است

دیگر کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
دیگر کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
دلم گرفته است دلم گرفته است

(فروغ)


 
مرگ
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

مرگ آرزوهایم را به چشم خود دیدم و حتی نتوانستم بگریم

مرگ خنده هایم را دیدو و دمی نزدم

مرگ خاطرات با تو بودن را چون سرابی به چشم خود دیدم

مرگ خود را به چشم خود دیدم و بر حال خود گریستم...


 
آندم که...
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

 

ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من

آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
می‌ریزد آبشار غزل از زبان من

آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من

بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!

با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من
 

 


 
وقت رفتن
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

 

بار ِ دلــتـنگـیـت ُ  بستی ، دیگه وقت رفتنه

داری میری و فقط خاطره هات سهم منه

دلم از حادثه خونه ،  چشام از خاطره خیس

دوس داری برو ولی نامه برامون بنویس

                 *

به تو می رسم اگه موج  ِ مسافر بذاره 

 اگه دلبستگیــا  لحظــه ی آخـــر بذاره

 به تو می رسم به تو  پولک نقره کوب ماه !

به تو می رسم به تو طلای این شب سیاه !

به تو می رسم به چشم  ِ انتظاری که داری

به تو می رسم به آغوش  ِ بهاری که داری

 به تو که آینه ها محو تماشات می شدن

شبای تیره  چراغونی  ِ چشمات می شدن

             *

می تونی  دل  بـِکــنـــی تا ته ِ  دنیا برسی

امروزُ رها کنی تا خود  ِ فردا برسی

می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی

 می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی

می تونی تو چار دیوار ِ غربت  ِ دنیا بری

می تونی هر جا بمونی ، 

 می تونی هرجا بری

امّا هرگـــز نمی تونی غمُ تنها بذاری

تو مســــافری نمی شه غربتُ جا بذاری

 خاطرت هرجا که باشی بازم اینجا می مونه

تا ابد غصه ی غربت  ، تو دلت جا می مونه

 


 
حرف دل یک کودک
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

 

خوندن این نامه که به پاکی دل یک کودک خالی از لطف نیست!!!!!!!!!!!!!!


 
نگفتن
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 
عشق
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

فکر نمیکنم دیگه احتیاجی باشه که چیزی بنویسم با این تصویر!!!!!!!


 
دوست
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه نه! چه می گویم فقط این که  آیا شما یک لحظه ما را دوست؟

منظور من این که شما با من...من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای! حرفم این نبود اما سردم شده آب و هوا را دوست..

.حس عجیب پیشتان بودننه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پاحتی همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زدآقا گمانم من شما را دوست...

 


 
آخر جاده
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

چشاتو وا نکن  اینجا ،  هیچ چی دیدن نداره

   صدای  ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره 

  توی آسمونی که کرکسا پرواز می‌کنن

   دیگه هیچ شاپرکی ، حس ِ پریدن نداره

   دستای نجیب ِ باغچه ، خیلی وقته خالیه  

 از تو گلدون ، گلای کاغذی چیدن نداره 

  بذا باد بیاد ، تموم ِ دنیا زیر و رو بشه 

   قلبای آهنی که ، دیگه تپیدن نداره  

 خیلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفید ، کهنه شده 

  وقتی که آخر ِ جاده‌ها رسیدن نداره   

 نقض ِ قانون ِ آدم‌بزرگا جـُرمه ، عزیزم 

  چشاتو وا نکن ، اینجا هیچ چی دیدن نداره  

 


 
شعر
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

برا یه مدت میخوام بیام تو خط شعرو عاشقیدلم خیلی گرفتههرکسی که میخواد راجع به اصفهان چیزی بدونه تو قسمت نظرات بگه تا به دبده منت براش مطلب بذارم
 
تالار اشرف
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

موقعیت: خیابان استانداری

سال تاسیس: در اواخر سلطنت شاه سلیمان یا در عهد شاه سلطان حسین


 
"اصفهان" روزت مبارک ...
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
دمدمه های اردیبهشت، اصفهان چون افسون شده ی افسانه ای است که طلسمش را شکسته اند و آرام آرام از خواب بیدار می شود... شکوفه های بادام و به، رویاهای پرپر شده اویند و بید مجنون، معشوقه ای که زلف های خود را بر او افشانده است. اما بهار جاویدان، در این رنگ ها و نقش های کاشی ها جای دارد.
به گزارش ستاد خبری ستاد بزرگداشت یکصدمین سالگرد تاسیس شهرداری ها، سوم اردیبهشت ماه، به نام روز اصفهان نامگذاری شده است. شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نام های آپادانا، آصف‌هان، اسباهان، اسبهان، اسپاتنا، اسپادنا، اسپاهان، آسپدان، اسپدانه، اسپهان، اسپینر، اسفاهان، اسفهان، اصباهان، اصبهان، اصپدانه، اصفاهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده است.
مدیر کل امور شهری استانداری اصفهان با بیان مطالب فوق، ضمن تبریک روز اصفهان به همشهریان ارجمند متن ذیل را به تمامی شهروندان اصفهانی تقدیم نمود: 400 سال از روز تولد حکیم "شیخ بهایی" می گذرد و امروز پس از گذشت این سال ها، روز سوم اردیبهشت به یاد این شخصیت بزرگ ،"روز اصفهان" نامگذاری شده است.

مهدی جمالی نژاد افزود: اصفهان استانی است که چشمه های خروشان هنر از دیرباز در آن جاری بوده و مردمانش شأن و ارزش هنر را نیک می شناسند و با آن مأ نوسند. 

اصفهان خود جهانی است که با دو بال اندیشه و هنر به بلندای قله های افتخار پرواز کرده است، در هر کوی و برزن این استان که چونان مرواریدی گرانبار در فلات ایران زمین خوش می درخشد، آثار فاخر و باشکوهی از هنر معماری اسلامی به چشم می خورد؛ و هنرمندان فرمند و نام آورش در اغلب قلمروهای فکری، ذوقی و هنری از نقش آ فرینان و مشعل داران بزرگ هنر بوده اند، یقینا این جاذبه های نیرومند هنری و پیشینه غنی فرهنگی موجب تعامل فرهنگی، داد و ستدهای هنری و فراتر از همه این مقوله ها زمینه ساز نامگذاری روزی شایسته و بزرگ، مقارن با زادروز فقیه، عارف، ادیب، فیلسوف، ریاضی دان و معمار تاریخ ایران و جهان، شیخ بهایی و مصادف با یکصدمین سالگرد تاسیس شهرداری های کشور، به نام " اصفهان" شده است که این خود زمینه بسیار مساعدی برای تحقق اهداف والای خدمت به مردم شهید پرور و شریف این خطه از مرز و بوم میهن اسلامی است.

وی در پایان ضمن تبریک مجدد و نکوداشت این ایام خجسته، بیان داشت: امید است در پرتو این نام و نامگذاری شایسته و نیک ، در سال شکوفایی و نوآوری ، اهداف عالیه ای که در این راستا تعقیب می شود میسر و ممکن گردد و اندیشه های اسلامی نهفته در گوشه گوشه و کالبد این استان، جهان را مسخر جاذبه، زیبایی و معنویت خویش سازد.

تو را ای گرانمایه دیرینه ایران                                تو را ای گرامی گهر دوست دارم

 و را ای کهن زاد بوم بزرگان                                   بزرگ آفرین نامور دوست دارم

صفاهان نصف جهان، تو را من                               فزون تر ز نصف دگر دوست دارم

 


 
کاخ چهل ستون
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

باغ چهل‏ستون که بالغ بر 67 هزار متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه‏ عباس اول احداث گردیده و در وسط آن عمارتى ساخته شده و در سلطنت شاه ‏عباس دوم در ساختمان موجود مرکزى، تغییرات کلى صورت گرفته است اگرچه انعکاس ستون هاى بیست‏ گانه، تالار چهل‏ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان مى‏کند ولى در حقیقت عدد چهل در ایران، کثرت و تعداد را مى‏رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهل ستون‏ به علت تعداد زیاد ستون هاى این کاخ مى‏باشد.


 
مدرسه چهارباغ
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه مادرشاه نیز نامیده مى‏شود، آخرین بناى تاریخى باشکوه عهد صفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى در دوره شاه‏ سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجرى ساخته شده است.