اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

مسجد جامع اصفهان ، هزا سال تاریخ در آستانه یک فاجعه
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

داشتم تو اینترنت  گشت میزدم که خبری از سایت مهر خوندم که واقعا اعصابم رو به هم ریخت.دیدم بهتر که اینجا بذارم تا دیگران هم ببینند .

تو رو خدا بیایید به کمک هم از میراث خودمون حفاظت کنیم.


 
نوروز ایرانی را شاد باش می‌گوییم
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

1- نگاهی کوتاه به گذشته‌ها
جشن نوروز از مراسم بسیار قدیمی ایرانیان است. این رسم کهن ایرانی آن قدر در تاریخ پیش می‌رود که به افسانه‌ها واسطوره‌ها می‌پیوندد و قدمتی پیدا می‌کند در حد خود تاریخ پیدایی ملت ایران. ایرانیان شرقی به ویژه از وقتی که وارد مرحله ده نشینی وکشاورزی شدند، در میان مراسم جشن‌ها و نیایش‌ها به فراگرد تغییر فصول توجه خاصی نشان دادند ازآن جمله جشن های پاییزی یا مهرگان (میتراکانه) و جشن‌های بهاری وتجدید حیات کشت‌زارها یعنی نوروز بوده است. در ‹‹اوستا›› از نوروز نامی نیست ولی در میان متون دینی، قدیمی‌ترین منبع موجود کتاب‹‹بندهشن›› است که به جشن ‹‹نوروز›› اشاره‌ای شده است .

بقیه در ادامه مطلب.......


 
تاریخچه چهارشنبه سوری
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

چهار شنبه سوری در فرهنگ ایران:
یکی از آیینهای نوروزی که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد ” مراسم چهارشنبه سوری ” است.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن :” زردی من از تو، سرخی تو از من “، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.
تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزه کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛ کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند.

لطفا ادامه مطلب رابخوانید......


 
باز هم جواب به آقا مهدی
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

آقا مهدی عزیز ممنون از دقت نظرت و اهمیتی که برای مسائلی اینچنین قائل هستید.تو پست قبلیم نوشته ام که پاسارگاد به زیر آب رفت و در آخرش هم نوشتم دره بلاغی به زیر آب میرود.اگه دقت کرده باشید من در همون پست نوشتم که با نوشتن اینکه پاسارگاد به زیر آب میرود قصد دارند که ذهن مردم رو از دره بلاغی منحرف کنند.

و دیگر اینکه من هم شنیده بودم ولی مثل خیلی های دیگه پیگیری نکرده بودم که چه اتفاقی افتاده تا اینکه از دوستی شیرازی شنیدم و تو اینترنت جستجو کردم و از منابع معتبری پیدا کردم و خودم رو ملزم دونستم که اینجا بذارم شاید حتی یک نفر دیگه هم از این خیانت مطلع بشه.

برای توضیح کاملتر از سایت میراث فرهنگی خبرنامه ای در قسمت ادامه مطلب میذارم


 
دریاچه زیبای پریشان پریشان شد
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

http://208.64.230.35/~rozaneho/archive/87/esfand/parishan-1big.jpg

دریاچه پریشان یکی از زیباترین دریاچه‌های آب شیرین کشور است که به دلیل قرار گرفتن در کنار کوه‌های جنگلی و پوشش گیاهی وسیعی که در حاشیه آن روئیده، رویای شگفت‌انگیزی خلقت را به چشم هر بیننده‌ هدیه می‌کند و وجود هزاران پرنده از انواع گوناگون، زیبایی آن را دو چندان کرده است.

این جملات، جملاتی‌ست که دیگر در مورد دریاچه پریشان نمی‌توان گفت!! زیرا:

هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در یکماه گذشته به شکل تکان دهنده ای در آتش نیزارهای دریاچه پریشان که برای راهسازی از بین رفته زنده زنده سوخته اند.


 
جوابیه
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

یکی از دوستان به نام آقا مهدی تو نظرات گفته بودند که اسم و آدرس سدی که پاسارگاد رو تهدید میکنه بدم.من توضیح کاملی براشون میذارم که میتونید در ادامه مطلب بخونید.


 
هویت
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

چند وقتی میشه که دل و دستم به نوشتن نمیاد.

نمیدونم چی شده ولی هر چی که سعی میکنم بنویسم مثل اینکه نیرویی جلوم رو میگیره و نمیذاره که بنویسم.

حقیقیتش من به آثار باستانی خیلی علاقه دارم.حالا همت نداشتم یا به هر دلیلی،نشد که برم و به صورت حرفه ای دنبال کنم.اما علاقه شخصی به آثار اصفهان و مطلالعاتی مختصر در موردشون من رو به آثار ایران علاقه مند کرد و همین باعث ناراحتی برام شده.البته ناراحتی از این که چرا ما که خودمون رو مهد تمدن میدونیم و افتخار میکنیم هیچ ارزشی برای هویت خودمون قائل نیستیم.

نمونه اش همین پل خواجو،ریشه های درخت انجیر قدیمی داره پایه هاش رو از بین میبره اما کاری نمیکنیم،یا پاسارگاد که با آبگیری سدی که ساختش در حال اتمام هست برای همیشه از بین میره و....

چرا بیگانگان باید برای آثار تمدن ما نگران باشند؟

چرا به خودمون نمیایم.


 
از باران باریدن آموختم
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

از بغض نباریدن را


از اشک چکیدن را

از شعر جوشیدن را

ازچشم گریستن را

از عمر هستن و نیستن را

و از همه شما در تمام عمر

با عشق زیستن را

و اینکه آموختم دنیای آدمها متفاوته

طرز نگاهشون

طرز قضاوت کردن هاشون

 

 


 
سپندار مذگان،روز عشاق ایرانی
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.... آیا زمان آن نرسیده است که همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟
 

 

حتما شما هم هیاهو و هیجان را در خیابان ها دیده اید. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله میشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش می خورد.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود آشنا نیستیم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.

چند سالی بیش نیست که روز ۱۴ فوریه در تقویم جوانان ایرانی ؛ روز ویژه ای شده است. خصوصیتی که روزهای ملی و سنتی ما در همان تقویم ها از آن بی بهره اند. سده ، مهرگان ، تیرگان و ... شاید برای خیلی ها نام های غریبه ای باشنداما از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم که عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نماد و سمبلی برای عشق می شود!"

اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است!

جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است .در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند که با نام آن روز و ماه تناسب داشت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.

"به دلیل اینکه در تقویم ایران باستان هر ماه سال فقط ٣٠ روز داشته است و ۶ روز آخر سال نامهای مخصوص به خود را داشته این روز طبق تاریخ باستان ۵ اسفند میباشد"


 
قفس
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 هر لحظه حرفی در ما زاده می شود .

هر لحظه دردی سر بر می دارد

و هر لحظه نیازی

از اعماق مجهول و پنهان ورنجور ما جوش می کند .

این ها بر سینه می ریزد و راه فراری نمی یابند.

مگر این قفس کوچک استخوانی

گنجایشش چه اندازه است؟

"دکتر شریعتی"