اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

به ياد دکتر علی شريعتی
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
خدمت دوستان عزيز سلام عرض ميکنم.
از اينکه اين وبلاگ رو برای خوندن انتخاب کرديد ممنونم.
البته من تازه کارم وهنوز نمی تونم وبلاگ با حالی درست کنم ولی اميدوارم که با کمک شما خوانندگان عزيز اين صفحه يک رنگ وبويی به اون بدم.
ولی برای اينکه خالی هم نباشه يک قطعه از نوشته های معلم بزرگ دکتر شريعتی رو که خودم خيلی دوست دارم انتخاب کردم که واسه اولين کارم بنويسم.
دوست داشتن از عشق برتر است.
دوست داشتن از عشق برتراست.عشق يک جوشش کور است وپيوندی از سر نابينائی.اما دوست داشتن پيوندی خودآگاه واز روی بصيرت روشن وزلال.عشق بيشتر از غريزه آب ميخوردوهرچه از غريزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميکندوتاهرجا که يک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نيز همگام با آن اوج می يابد.
عشق در قالب دل ها در شکل ورنگهای تقريبآمشابهی متجلی ميشود ودارای صفات وحالات ومظاهر مشترکی است امادوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خويش دارد واز روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگی وارتفاعی و بعدی وطعم و عطری ويژه خويش دارد ميتوان گفت که به شماره ی هر روحی دوست داشتنی هست.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نيست وگذر فصلها وعبور سالها بر آن اثر ميگذارد.اما دوست داشتن در ورای سن وزمان و مزاج زندگی ميکند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستی نيست...
عشق در هر رنگی وسطحی با زیبایی محسوس/در نهان یا آشکار/رابطه دارد.چنانکه شوپنهاور میگوید:«شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزائید آنگاه تأثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید».
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است وگیج وجذب زیبائیهای روخ که زیبائیهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن آرام واستوار وپر وقار وسرشار از نجابت.
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است.اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود.اگر تماس دوام یابد به ابتذال میکشد.وتنها با بیم وامید وتزلزل و اضطراب و«دیدار و پرهیز»رنده ونیرومند میماند.اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست.دنیایش دنیای دیگری است.
عشق زيبائيهای دلخواه را در معشوق می آفريند و دوست داشتن زيبائيهای دلخواه را در دوست مي بيند و می يابد.
عشق يک فريب بزرگ وقوی است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمی بی انتهاومطلق.
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن.
عشق بينايی را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد.
عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نا مطمئن ودوست داشتن لطيف است ونرم ودر عين حال پايدار و سرشار اطمينان.
عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است وشک ناپذير.
ار عشق هر چه بيشتر مينوشيم سيرلب تر ميشويم وازدوست داشتن هرچه بيشتر تشنه تر.
عشق هرچه ديرتر می پايد کهنه تر ميشود و دوست داشتن نوتر.
عشق نيرويی است در عاشق که او را به معشوق ميکشاند ودوست داشتن جاذبع ای است در دوست که دوست را به دوست ميبرد.
عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.