اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

ارزش جهانی پول ایران از 300 سال پیش تا امروز

به گزارش ایمنا به نقل از الف، منابع تاریخی نشان می دهند
ارزش برابری پول ملی ایران با پول‌های معتبر جهانی در مقاطع تاریخی مختلف به این
شرح بوده است :

در زمان شاه طهماسب صفوی، یعنی در سده شانزدهم میلادی، واحد پول ایران «شاهی» بود و هر ۲۰۰ شاهی برابر با یک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکینسون، در آن زمان هر شاهی با یک شیلینگ انگلیس برابر بود. هر پوند استرلینگ برابر با ۲۰ شیلینگ است. بنابراین، یک تومان ایران برابر بود با ۱۰ پوند انگلیس. یعنی، ارزش پول ایران ده برابر پول انگلیس بود.

در سده هیجدهم میلادی، ارزش تومان ایران به‌تدریج کاهش یافت و ارزش پوند انگلیس افزایش. در نیمه اوّل سده نوزدهم میلادی، یعنی در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. یعنی، یک تومان ایران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

پس از قحطی بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ایران سیر نزولی را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدین‌شاه (۱۸۹۳) این کاهش ادامه یافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکی قبل از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۱ یک پوند استرلینگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکی پس از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسید. ده قران برابر با یک تومان بود. یعنی در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه ارزش پوند بریتانیا ۲۵/ ۳ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدین‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ایران شد. پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس شش برابر تومان ایران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی، تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین، در دوران مظفرالدین‌شاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود.

در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتش‌های متفقین به ایران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود؛ یعنی با ۱۵ ریال می‌شد یک دلار خریداری کرد. در سال ۱۳۳۲، یعنی در اواخر دولت دکتر مصدق و زمان کودتای ۲۸ مرداد، یک دلار آمریکا معادل ۹۰ ریال ایران (۹ تومان) و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود. در پایان سلطنت محمدرضا پهلوی و در دوره ای که صادرات نفت خام در قله تارخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ده تومان ایران ارزش داشت.
در این زمان ارزش یک روبل شوروی حدود ده تومان ایران یعنی تقریباً برابر با پوند استرلینگ بود. یک فرانک فرانسه ۱۶ ریال و یک مارک آلمان غربی ۳۲ ریال ارزش داشت.

امروزه پوند استرلینگ به نرخ رسمی دولتی حدود ۱۹۵۰ برابر تومان ایران و دلار آمریکا حدود ۱۲۲۶ برابر تومان ایران است در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد ۱۸۵۰ تومان و قیمت پوند ۳۰۰۰ تومان می باشد . بجز دوره هایی که ایران شاهد جنگ و تجاوز نظامی بوده، سریع ترین سقوط ارزش پول ملی ایران در خرداد۱۳۷۴ (زمان ریاست عادلی بر بانک مرکزی) و دی ۱۳۹۰ (زمان ریاست بهمنی بر بانک مرکزی) اتفاق افتاده است. بانک مرکزی طبق قانون، وظیفه حفظ ارزش پول ملی را به عهده دارد.

   + مهدی یزدانی زاده ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

آیا میدانید چرا ایرانیان پشت سر مسافر آب میریزند؟

 سردار پرافتخار ایران یعنی هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌کرد. هرمزان که یکی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود، بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی که هرمزان در نتیجه خیانت یک نفر با وضعی ناامید کننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد که هر گاه او را امان دهد، خود را تس...لیم وی خواهد کرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت کرد از کشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را که در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دکتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اینکه تازیها هرمزان را وارد مدینه کردند، ... لباس رسمی هرمزان را که ردائی از دیبای زربفت بود که تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را که «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی که عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تکلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش کرد: «پس امیرالمؤمنین کجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای کردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست کمی با هرمزان گفتگو کرد و سپس فرمان داد، او را بکشند.

هرمزان درخواست کرد، پیش از کشته شدن به او کمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت کرد و هنگامی که ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ کرد. عمر سبب این کار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بکشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، کشته نخواهد شد. پس از اینکه هرمزان از عمر این قول را گرفت، کیاست به خرج داد و هوش و ذکاوت ایرانی را به رخ بلاهت عرب کشید و در اقدامی زیرکانه و هوشمندانه آب در دستش را با کاسه آن بر زمین انداخت و آن آب روی زمین ریخت. عمرهم که دید مغلوب هوش و فراست و نکته سنجی و کیاست و سیاست ایرانیان شده به ناچار به قول خود وفا کرد و از کشتن او درگذشت.
این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند.

   + مهدی یزدانی زاده ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عبرت

پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. شب
عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین
نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد.
پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید:
" این ماشین مال شماست ، آقا؟".
پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت:
برادرم به عنوان عیدی به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است
که برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این که دیناری بابت آن پرداخت کنید، به
شما داده است؟ آخ جون، ای کاش..."
البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی
می خواهد بکند. او می خواست آرزو کند. که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت.

اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای کاش من هم یک
همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه آنی
گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم."
تازه راه
افتاده بودند که پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد، گفت:
"آقا، می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟".
پل لبخند زد. او خوب فهمید که
پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و
شیکی به خانه برگشته است.
اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت
اونجایی که دو تا پله داره، نگهدارید.".
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت
که پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.
او برادر
کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و
به طرف ماشین اشاره کرد :..
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه که طبقه
بالا برات تعریف کردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نکرده.

یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت
بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری که همیشه برات شرح می
دم، ببینی."
پل در حالی که اشکهای گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و
پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان،
کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.
در مسابقه ی زندگی گل
زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !

برگرفته از : دهکده سیاسی

   + مهدی یزدانی زاده ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ششم فروردین سالروز تولد زرتشت گرامی باد

تولد زرتشت‌ به‌ روایت‌ دکتر فرهنگ‌ مهر :

 اگر چه‌ محل‌ و تاریخ‌ تولد زرتشت‌، به‌ طور دقیق‌، معلوم‌ نیست‌، به‌ نظر می‌آید که‌ ظهور او بعد از ۱۳۸۰ و پیش‌ از ۴۹۰ یا ۴۸۰ پیش‌ از میلاد بوده‌ است‌. زیرا از یک‌ سو در صلح‌نامه‌ای‌ که‌ میان‌ پادشاه‌ هیتیت‌ ( Hittite ) ها و پادشاه‌ میتانی‌ ( Mitani ) در سال‌ ۱۳۸۰ پیش‌ از میلاد بسته‌ شده‌ و لوحه‌ی‌ آن‌ در سال‌ ۱۹۰۷ میلادی‌ در بوغازکوی‌ کشف‌ شده‌ است‌، هنوز نام‌ خدایان‌ هند و ایران‌، مانند ایندرا ( Indra )، میترا ( Mitra )، ورونه‌ ( Varuna ) و جز اینها با هم‌ آورده‌ شده‌ است‌ و چون‌ با ظهور زرتشت‌ رواج‌ آیین‌ او، خدایان‌ هند به‌ نام‌ دَئِوَ ( Daحva ) یا خدایان‌ بیگانه‌ نامیده‌ می‌شوند و اهورمزد خدای‌ یگانه‌ است‌، پس‌ به‌ نظر می‌آید که‌ در تاریخ‌ ۱۳۸۰ پیش‌ از میلاد یا زرتشت‌ هنوز ظهور نکرده‌ بود و یا آیین‌ او هنوز در غرب‌ ایران‌ رواج‌ نداشته‌ است‌. از سوی‌ دیگر، در تقویمی‌ که‌ به‌ خط‌ یونانی‌ نوشته‌ شده‌ و نسخه‌ای‌ از آن‌ در کاپادوس‌( Gappadoce ) آسیای‌ کوچک‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، نام‌ ماه‌های‌ زرتشتی‌، اردیبهشت‌، خرداد… تا اسفند، ثبت‌ شده‌ است‌. پس‌ در زمان‌ نوشته‌ شدن‌ این‌ نسخه‌ی‌ تقویم‌، یعنی‌ کم‌ یا بیش‌ در ۴۹۰ یا ۴۸۰ پیش‌ از میلاد، آیین‌ زرتشت‌ در مغرب‌ ایران‌ رواج‌ داشته‌ است‌ – یعنی‌ زمان‌ ظهور زرتشت‌ پیش‌ از این‌ تاریخ‌ است‌. از روی‌ قرینه‌های‌ تاریخی‌ نظیر این‌ دو قرینه‌، که‌ برای‌ نمونه‌ آورده‌ شد، ایران‌شناسان‌، زمان‌ گوید زرتشت‌ را در فاصله‌ هزار تا ۶۰۰ پیش‌ از میلاد می‌گیرند و در همه‌ صورت‌، سخن‌ او که‌ به‌ نام‌ گاثا ( Gatha ) ها ، یعنی‌ سرودها، معروف‌ است‌، از دوران‌ اول‌ تاریخ‌ فلسفه‌ است‌. 
آثار زرتشت
سخن‌ زرتشت‌، در مجموعه‌ای‌ از اوستا که‌ به‌ نام‌ یسنا ( Yasnہ )ها معروف‌ است‌ محفوظ‌ مانده‌ است‌: از یسنا ۲۸ تا ۳۴ و از یسنا ۴۳ تا یسنا ۵۳، روی‌ هم‌ ۱۷ قطعه‌ شعر هجایی‌، که‌ هر قطعه‌ دارای‌ چندین‌ بند است‌.
از باستانی‌ بودن‌ زبان‌ گاثاها و ممتاز بودن‌ موضوع‌ آن‌ از دیگر قسمتهای‌ اوستا، معلوم‌ می‌شود که‌ آنها گفته‌ی‌ خود زرتشت‌اند. در این‌ گفتارها زرتشت‌ می‌کوشد هنرهای‌ اخلاقی‌ را به‌ انسان‌ بیاموزد و به‌ زبانی‌ بسیار ساده‌، ولی‌ آسمانی‌، شرح‌ می‌دهد که‌ در جنگ‌ ازلی‌ که‌ میان‌ نیکی‌ و دروغ‌ در کار است‌، نیروهای‌ دروغ‌ در تلاش‌ از میان‌ بردن‌ زندگانی‌اند. تکلیف‌ انسان‌ در این‌، پیشتیبانی‌ از نیک‌ یعنی‌ نگهداری‌ زندگانی‌ است‌ و با حفظ‌ زندگانی‌، به‌ خودی‌ خود، جنگ‌ میان‌ نیک‌ و دروغ‌ با پیروزی‌ نیکی‌ پایان‌ می‌یابد.

منبع tarikhema.ir

   + مهدی یزدانی زاده ; ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()

29 بهمن روز سپندارمذگان

   + مهدی یزدانی زاده ; ٥:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اولین دختری که در اصفهان دیپلم گرفت

به شناسنامه، «طلعت شاه ناصری» متولد سال ۱۲۹۸ است اما خودش حدس می زند سنش بیش از چیزی است که در شناسنامه نوشته اند. در سال ۱۳۱۵ هم دیپلم گرفته. یکی از اولین دختران اصفهانی است که دیپلم گرفته اند. می گوید همان موقع مدیر مدرسه شان تصدیق ششم ابتدایی داشته است.

ادامه مطلب
   + مهدی یزدانی زاده ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

زادروز فردوسی

در سراسر ورارودان (ماوراءالنهر/ خراسان بزرگ) یا سرزمین‌های آسیای میانه، یعنی در جمهوری‌های فعلی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان؛ و نیز در بخش‌هایی از افغانستان (آریانای باستان) و در میان همه اقوام، چه تاجیک و چه ازبک یا ترکمن، آیینی کهن و سنتی دیرینه وجود دارد که با نام‌های گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته می‌شود.

ادامه مطلب
   + مهدی یزدانی زاده ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

یلدا مبارک

 

   + مهدی یزدانی زاده ; ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

تاریخچه سرود ای ایران

در شهریور 1323زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد.
او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...

همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف "ای ایران" در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.

سرود «ای ایران» دقیقا در 27 مهر ماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی [دانشکدۀ افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره‌های فعال در موسیقی ایران متولد شد. شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود، و از ویژگی‌های آن، اول این است که تک‌تک واژه‌های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه‌ای معرب یا غیر فارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه‌هاى خوش‌تراش فارسى است. زبان پاکیزه‌اى که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است، و با این همه هیچ واژه‌اى نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمى‌سازد.
دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به‌گونه‌ای که تمامی گروه‌های سنی، از کودک تا بزرگ‌سال می‌توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان‌ها قابلیت اجرا داشته باشد.
و بالاخره سومین ویژگی‌ای که برای این سرود قائل شده‌اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می‌دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوان آن را اجرا کنند.
آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته‌های ماندگار «روح‌الله خالقی» است. ملودی اصلی و پایه‌ای کار، از برخی نغمه‌های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده.
این سرود در اجرای نخست خود به‌صورت کر خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه‌های بعد خوانندگان مطرحی همانند «غلامحسین بنان» و نیز «اسفندیار قره‌باغی» آن را به‌صورت تک‌خوانی هم اجرا کنند.
در سالهای اولیه پس از انقلاب، این سرود برای مدت کوتاهی به‌عنوان «سرود ملی» از رادیو و تلویزیون ایران پخش می‌شد، اما بعدا چند سالی از رسانه‌های داخلی حذف شد تا در دهۀ اخیر که باز در مناسبت‌های مختلف تاریخی، آن را می‌شنویم.

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

   + مهدی یزدانی زاده ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

دیکشنری آنلاین

سلام

یکی از دوستان عزیز به نام آقا ایمان زحمت کشیدند و یک دیکشنری آنلاین طراحی کردند که من خودم تست کردم و بسیار عالی بود.

دیدم حیف میشه اگه معرفی نکنم.امیدوارم که به کار همه بیاد و ایشون هم تو کارشون موفقیت بیشتری داشته باشند

برای دسترسی به سایت بر روی عکس زیر کلیک کنید

   + مهدی یزدانی زاده ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()
← صفحه بعد