اصفهون

ای سپاهان، سروری کن بر زمین، چون آسمان در جهان، تا تو ولادتگاه چونین سروی (سنایی)

جشن سده
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

واژه سده: بیشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می دانند. ابوریحان بیرونی می نویسد: سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می آید و برخی گویند علت این است که در این روز زادگان کیومرث، پدر نخستین، درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید . نظر دیگر اینکه سده معروف، صدمین روز زمستان از تقویم کهن است، زمستان در تقویم کهن ۱۵۰ روزه و تابستان ۲۱۰ روزه بوده است و برخی گفته اند که این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است. زنده یاد استاد مهرداد بهار معتقد است که واژه سده از فارسی کهن به معنی پیدایش و آشکار شدن آمده و آن را برگزاری مراسمی به مناسبت چهلمین روز تولد خورشید (یلدا) دانسته و می نویسد: … جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر که در دهم دی ماه برگزار می شده و کمابیش مانند جشن سده بوده هم باید توجه کنیم که در آن نیز آتش ها می افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا - تولد دیگری برای خورشید بدانیم، می توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان های کشور و سرزمین های ایرانی نشین، دهم و چهلم کودک را جشن می گیرند) و این واژه sada (اسم مونث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است. پیشینه اسطوره ای پیدایش آیین و جشن سده: از اسطوره های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می گوید: هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوه کشت و کار، کندن کاریز، کاشتن درخت … را به او نسبت می دهند، روزی در دامنه کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه ای زد و آتش پدیدار شد. هم در کتاب التفهیم و هم آثارالباقیه ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلکه آنرا افروختن آتش بر بامها می داند که به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است که : آفریدون … همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می آورند. برگزاری جشن سده: الف) تا دوره ساسانی: فردوسی آنرا به هوشنگ نسبت می دهد و ابوریحان بیرونی و نوروزنامه آنرا از فریدون می دانند و همچنین رسمی شدن جشن سده به زمان اردشیر بابکان منسوب گردیده است، اما در هیچکدام به شیوه برگزاری آن اشاره ای نشده است. ب) بعد از ساسانیان: مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و … از شیوه برگزاری جشن سده در دوران غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آل زیار و … تا دوره مغول بسیار نوشته اند. از آیین های عامه مردم سندی نداریم اما در حضور شاهان، رسم شعرخوانی بود و نیز پرندگان و جانورانی به آتش انداخته می شدند و گیاه خوشبو تبخیر می کردند تا مضرات آن را برطرف کنند. ج) در عصر حاضر: در مازندران، کردستان، لرستان، و سیستان و بلوچستان؛ روستاییان و کشاورزان و چوپانان و چادرنشینان نزدیک غروب یکی از روزهای زمستان (آغاز نیمه یا پایان زمستان) روی پشت بام، دامنه کوه، نزدیک زیارتگاه، کنار چراگاه و یا کشتزار آتشی افروخته و بنا بر سنتی کهن پیرامون آن گرد می آیند بدون آنکه نام جشن سده بر آن نهند. ولی در کرمان جشن سده یا سده سوزی در بین تمامی اقشار مردم کرمان، مسلمان، زرتشتی، کلیمی … رواج دارد که همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار می شود. در بین چادرنشینان بافت و سیرجان سده سوزی چوپانی برگزار می شود که شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز چله بزرگ است در میدان ده برمی افروزند و می خوانند: سده سده دهقانی/ چهل کنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی. چنانکه از کتاب ها و اسناد تاریخی برمی آید جشن سده جنبه دینی نداشته و تمام داستان های مربوط به آن غیردینی است و بیشتر جشنی کهن و ملی به شمار می آید و وارث حقیقی جشن سده نه فقط زرتشتیان، بلکه همه ایرانیان اند، میراثی که به بسیاری از کشورهای همسایه نیز راه یافت.


 
زنده رود زنده شد
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

خدایا شکرت

امروز سد رو باز کردند و تا 3روز دیگه زنده رود جان تازه میگیره

Image Upload


 
دقیق ترین گاهشمار سنگی جهان
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

نقش رستم

 

 5کیلومتر دورتر از تخت جمشید بنای شگفت انگیزی قرار دارد که بیش از دوهزار سال قبل دقیق ترین تقویم خورشیدی جهان به شمار می رفت. تقویمی سنگی به نام نقش رستم که آنقدر در میان ایرانیان باستان قداست داشت که هر سلسله ای، از ایلامیان و هخامنشیان گرفته تا ساسانیان مهم ترین یادگاری حکومتش را در آن به جا گذاشت تا امروز نقش رستم، آلبومی سنگی از نقش برجسته های پادشاهان مختلف باشد.

 

 


 

 

از زمان ورود اعراب به ایران، نقش رستم به اشتباه به «کعبه زرتشت» معروف شد و دلیل این اشتباه آن بود که اعراب کاربرد واقعی این بنا را نمی دانستند و تصور می کردند نقش رستم مرکز عبادتگاه های زرتشتیان است. در حالی که این نام به مجموعه مقبره هایی تعلق دارد که رو به روی گاهشمار سنگی نقش رستم ساخته شده است.

نقش رستم

اولین بار، داریوش هخامنشی مقبره خود را در دل صخره ای کند که با اقامتگاه او و خانواده اش، یعنی تخت جمشید فاصله کمی داشت و با اصول معماری شبیه به آن ساخته شده بود. به تدریج پادشاهان دیگر، یعنی خشیارشاه، اردشیر اول و داریوش دوم هم به فکر افتادند تا کاری شبیه داریوش کرده و سه مقبره دیگر برای خود در کنار مقبره او بسازند و به این ترتیب مجموعه این مقبره به نام کعبه زرتشت معروف شد.

نقش رستم

از آتشکده تا کتابخانه

کاربرد گاه شمار سنگی نقش رستم سال ها زیر سوال بود. عده ای از باستان شناسان تصور می کردند که این بنا صرفا محلی برای نگهداری از آثار مکتوب زرتشتیان است و عده ای دیگر آن را آتشکده ای قدیمی می دانستند که در آن آتش مقدس نگهداری می شد.

نقش رستم

تا این که پژوهشگر ایرانی، رضا مرادی غیاث‌آبادی که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته است، در کتاب «نظام گاه شماری در چارطاقی‌های ایران» نتایج سال ها تحقیق خود را روی این بنا نوشت و اعلام کرد که اگرچه تا امروز تصور می شد کاربرد این بنا، محلی برای نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی یا محل گنجینه دربار و یا آتشکده بوده باشد، اما این بنا در مقایسه با تمام بناهای گاهشماری آفتابی در سراسر جهان، پیشرفته‌ترین، دقیق‌ترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی است.

نقش رستم

تمام بناهای گاهشمار آفتابی در جهان فقط می‌توانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و حتی با سال خورشیدی هم تنظیم نیستند. اما این بنا می تواند جزئیات روزهای مختلف سال و ماه‌ها را هم مشخص کند.

باستان شناسان معتقدند که ظرافت این گاهشمار تمام سنگی به اندازه ای است که بدون شک سازندگان آن از مسائل دقیق و پیشرفته نجومی، سال کبیسه، انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید، کروی بودن زمین، تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی، مسیر گردش زمین به دور خورشید و... آگاه بوده اند.

 

درجه های سنگی

بنای نقش رستم برج مکعب مستطیل شکلی است با قاعده مربع که چیزی حدود 5/12 متر بلندی دارد و طول هر ضلع آن به 5/3 متر می رسد. در ساختمان این برج تنها از سنگ آهک سفید و خاکستری استفاده شده که به طرزی بسیار ماهرانه صیقل دیده اند و چنان دقیق روی هم قرار گرفته‌اند که احتیاج به ملات هم نداشته‌اند. سقف این بنا تنها از 4قطعه سنگ ساخته شده که طرز تراش آنها شکل هرم کوتاهی را به وجود آورده است.

نقش رستم

هر یک از اضلاع بنای نقش رستم با چهار جهت اصلی 15 درجه غربی انحراف دارد. اگر این بنا با زاویه‌ای غیر از این ساخته می‌شد، هیچ یک از محاسبه‌های خورشیدی یاد شده در اینجا قابل انجام نمی‌بود.

بر هر یک از سه ضلع شرقی، غربی و جنوبی بنا 6 شاخص خورشیدی یا آفتاب سنج به شکل پنجره دیده می‌شود که از سنگ های خاکستری رنگ ساخته شده اند و بررسی ها نشان می دهد که تغییرات زاویه بین گوشه‌های آفتاب سنج هایی که در سه سوی بنا کار گذاشته شده است با تغییرات زاویه طلوع خورشید در ماههای گوناگون سال برابر است.

در آفتاب سنجهای ردیف دوم ساز و کاری اندیشیده شده است که به وسیله آن می‌توان نزدیک شدن سال نو را هفته به هفته تشخیص داد و این در حالی است که ضلع های عمقی آفتاب سنج ها بر اضلاع دیگر آن کاملا عمود نیستند، بلکه به میزان کمی انحراف دارند تا سایه گوشه‌های درونی منطبق شود. اگر این انحراف ناچیز وجود ن‌داشت چنین سایه‌هایی تشکیل نمی‌شد.

ساختمان گاهشمار در فاصله و تناسبی از کوه قرار دارد که طلوع خورشید در زمان انقلاب تابستانی بلافاصله در کنار لبه شرقی کوه و غروب خورشید در زمان اعتدال بهاری و پائیزی در لبه غربی کوه دیده می‌شد. هر چهار گوشه بنا به شکلی ساخته شده که سایه آن بر روی زمین به شکل فلش و عقربه اندازه گیری در می‌آید.

لبه بام بنا هم کلا صاف و بدون هر گونه برآمدگی یا فرو رفتگی است، تا در ایجاد سایه‌های تشکیل شده بر پله‌ها اشکالی پیش نیاید.

نقش رستم

در قسمت شمالی بنا، پله‌هایی دیده می شود که مطالعات نجومی نشان می دهد به عنوان درجه‌های یک صفحه مدرج استفاده می شدند و وظیفه محاسبه زمان از راه ارتفاع خورشید را داشته اند. به همین دلیل زاویه شیب آنها نسبت به سطح زمین دقیقا برابر با زاویه بین بالاترین و پایین‌ترین حد ارتفاع خورشید در ظهر خورشید یعنی 47 درجه است!

این پله‌ها همچنین وضعیتی دارند که سایه لبه عمودی بنا در هنگام طلوع خورشید در هر یک از ماههای سال به ترتیبی خاص بر روی آنها می‌افتد و در آن‌ها ترتیبی اتخاذ شده که می‌توان نزدیک شدن آغاز سال هخامنشی را روز به روز تشخیص داد.

 

 

 

 

 

 منبع سایت تبیان


 
روز عشق ایرانی
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:


این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند! 
جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند! همه چیز را در مورد  Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26  بهمن ماه  (14  فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم.  مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine  به گوش می خورد. 
از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"
اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از  
میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! 
جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با  29  بهمن، یعنی تنها  3  روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

 

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا  

پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان 
نیز زنان و دختران را برتخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها
 اطاعت می کردند. 
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند. 
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" 
دو مقوله کاملا جداست.
با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند! 
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از  26  بهمن  ( Valentine) به  29  بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.

 


 
حمام تاریخی علیقلی آقا
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:


حمام علیقلی آقا در منطقه بیدآباد اصفهان به وسیله علیقلی آقا از درباریان دو پادشاه صفوی شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی در مجموعه‌ای که خود، بانی آن بوده، به سال ۱۱۲۵ هجری قمری ساخته شده است.این حمام از نوع معماری سبک اصفهان در اواخر عصر صفوی است. بنای حمام شامل دو حمام بزرگ و کوچک و فضای چال حوض است. هر یک از این دو حمام از دو بخش اصلی سربینه و گرم خانه تشکیل یافته است، به طوری که در آن دوره مردان و زنان به صورت جداگانه می‌توانستند از آن استفاده نمایند. شکل قائده سربینه حمام بزرگ، به شکل هشت ضلعی منتظم طراحی شده است و در اطراف سربینه سکوهائی طراحی شده که فضاهای پشت آنها با طاق نماهای مدور تزئین یافته و همچنین گنبد میانی سربینه بر هشت ستون بزرگ سنگی استوار است. تزئینات سقف حمام به صورت رسمی بندی است و نورگیرهای سقف به صورت منظم از فضای اطراف به سمت مرکز سقف به صورت منظم طراحی شده‌اند که در مواقع مختلف روز با ایجاد سایه روشن بر زیبائی تزئینات سقف می‌افزاید. این بنا هم اینک به صورت موزه در معرض دید عموم گردشگران قرار گرفته است

 

 با تشکر از وبلاگ http://www.isfahancity.blogfa.com


 
مسجد رحیم خان
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

یکی از بناهای جالب و نفیس اصفهان مسجد رحیم خان است. ساختمان این اثر جالب که در محله نو خواجو واقع شده است در سال ۱۲۹۰ هجری قمری شروع شد و در سال ۱۳۰۴ هجری قمری به پایان رسید شیوه معماری و خطوط و تزئینات مسجد رحیم خان شباهت بسیاری با مسجد سید دارد.

بطوریکه که بسیاری از کارشناسان و محققین نوشته اند برخی از کتیبه های این مسجد از کتیبه های مسجد سید گرده برداری شده است.

به هر حال علت نامگذاری این مسجد به رحیم خان این است که این بنا به وسیله محمد رحیم خان که در آن روزگار بیگلر بیگی اصفهان بود به پایان رسید.

بانی اولیه مسجد رحیم خان، میر سید حسن مجتهد اصفهانی است که چون قبل از اتمام بنا درگذشت، بقیه امور را محمد رحیم خان و پس از مرگ وی نیز برادرانش انجام دادند.

کتیبه سردر شرقی مسجد رحیم خان به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی است که در سال ۱۳۰۱ کتابت شده و در آن به نام ناصرالدین شاه و ظل السلطان و محمد رحیم خان و برادران او محمد کریم خان و محمد حسین خان اشاره شده است.

در ایوان جنوبی مسجد قسمت نمای خارجی کتیبه ای است که با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی آیات قرآن کریم نوشته شده است. خطاط این کتیبه محمد باقر شیرازی و تاریخ آن ۱۳۰۴ هجری قمری است بر طرفین همین ایوان اشعاری با خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده که در طی آن معمار مسجد به نام استاد آقا جوئی و نویسنده آن به نام حسن خان معرفی شده است تاریخ این کتیبه نیز ۱۳۰۴ هجری قمری است.

محراب زیبای مسجد رحیم خان با کاشی تزئین شده و کتیبه هائی نیز دارد. اطراف محراب با خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی آیات قرآن کریم نوشته شده است. تاریخ این کتیبه ۱۳۰۴ هجری قمری است. مسجد رحیم خان سنگاب نفیس و یکپارچه ای دارد که با خط نستعلیق برجسته اشعاری با تاریخ ۱۲۹۹ هجری قمری بر آن نوشته شده است.

مسجد رحیم خان سنگاب نفیس و یکپارچه ای دارد که با خط نستعلیق برجسته اشعاری با تاریخ ۱۲۹۹ هجری قمری بر آن نوشته شده است.

در ضلع شمالی مسجد شبستان بزرگ و با شکوه آن قرار دارد که کاشیکاری آن در سال ۱۳۷۸ هجری قمری انجام شده است زیرا شبستان مسجد و گنبد و داخل آن به علت درگذشت بانی آن کاشیکاری نشده بود.

در سردر شمالی مسجد نیز به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی رنگ آیات قرآن کریم کتابت شده است. مقبره مرحوم میر سید حسن مدرس که بانی اولیه مسجد بوده است نیز در این مسجد قرار دارد.

 

منبع : isfahan.ir


 
ارزش جهانی پول ایران از 300 سال پیش تا امروز
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

به گزارش ایمنا به نقل از الف، منابع تاریخی نشان می دهند
ارزش برابری پول ملی ایران با پول‌های معتبر جهانی در مقاطع تاریخی مختلف به این
شرح بوده است :

در زمان شاه طهماسب صفوی، یعنی در سده شانزدهم میلادی، واحد پول ایران «شاهی» بود و هر ۲۰۰ شاهی برابر با یک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکینسون، در آن زمان هر شاهی با یک شیلینگ انگلیس برابر بود. هر پوند استرلینگ برابر با ۲۰ شیلینگ است. بنابراین، یک تومان ایران برابر بود با ۱۰ پوند انگلیس. یعنی، ارزش پول ایران ده برابر پول انگلیس بود.

در سده هیجدهم میلادی، ارزش تومان ایران به‌تدریج کاهش یافت و ارزش پوند انگلیس افزایش. در نیمه اوّل سده نوزدهم میلادی، یعنی در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. یعنی، یک تومان ایران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

پس از قحطی بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ایران سیر نزولی را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدین‌شاه (۱۸۹۳) این کاهش ادامه یافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکی قبل از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۱ یک پوند استرلینگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکی پس از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسید. ده قران برابر با یک تومان بود. یعنی در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه ارزش پوند بریتانیا ۲۵/ ۳ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدین‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ایران شد. پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس شش برابر تومان ایران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی، تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین، در دوران مظفرالدین‌شاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود.

در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتش‌های متفقین به ایران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود؛ یعنی با ۱۵ ریال می‌شد یک دلار خریداری کرد. در سال ۱۳۳۲، یعنی در اواخر دولت دکتر مصدق و زمان کودتای ۲۸ مرداد، یک دلار آمریکا معادل ۹۰ ریال ایران (۹ تومان) و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود. در پایان سلطنت محمدرضا پهلوی و در دوره ای که صادرات نفت خام در قله تارخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ده تومان ایران ارزش داشت.
در این زمان ارزش یک روبل شوروی حدود ده تومان ایران یعنی تقریباً برابر با پوند استرلینگ بود. یک فرانک فرانسه ۱۶ ریال و یک مارک آلمان غربی ۳۲ ریال ارزش داشت.

امروزه پوند استرلینگ به نرخ رسمی دولتی حدود ۱۹۵۰ برابر تومان ایران و دلار آمریکا حدود ۱۲۲۶ برابر تومان ایران است در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد ۱۸۵۰ تومان و قیمت پوند ۳۰۰۰ تومان می باشد . بجز دوره هایی که ایران شاهد جنگ و تجاوز نظامی بوده، سریع ترین سقوط ارزش پول ملی ایران در خرداد۱۳۷۴ (زمان ریاست عادلی بر بانک مرکزی) و دی ۱۳۹۰ (زمان ریاست بهمنی بر بانک مرکزی) اتفاق افتاده است. بانک مرکزی طبق قانون، وظیفه حفظ ارزش پول ملی را به عهده دارد.


 
آیا میدانید چرا ایرانیان پشت سر مسافر آب میریزند؟
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 سردار پرافتخار ایران یعنی هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌کرد. هرمزان که یکی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود، بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی که هرمزان در نتیجه خیانت یک نفر با وضعی ناامید کننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد که هر گاه او را امان دهد، خود را تس...لیم وی خواهد کرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت کرد از کشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را که در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دکتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اینکه تازیها هرمزان را وارد مدینه کردند، ... لباس رسمی هرمزان را که ردائی از دیبای زربفت بود که تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را که «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی که عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تکلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش کرد: «پس امیرالمؤمنین کجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای کردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست کمی با هرمزان گفتگو کرد و سپس فرمان داد، او را بکشند.

هرمزان درخواست کرد، پیش از کشته شدن به او کمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت کرد و هنگامی که ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ کرد. عمر سبب این کار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بکشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، کشته نخواهد شد. پس از اینکه هرمزان از عمر این قول را گرفت، کیاست به خرج داد و هوش و ذکاوت ایرانی را به رخ بلاهت عرب کشید و در اقدامی زیرکانه و هوشمندانه آب در دستش را با کاسه آن بر زمین انداخت و آن آب روی زمین ریخت. عمرهم که دید مغلوب هوش و فراست و نکته سنجی و کیاست و سیاست ایرانیان شده به ناچار به قول خود وفا کرد و از کشتن او درگذشت.
این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند.


 
عبرت
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. شب
عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین
نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد.
پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید:
" این ماشین مال شماست ، آقا؟".
پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت:
برادرم به عنوان عیدی به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است
که برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این که دیناری بابت آن پرداخت کنید، به
شما داده است؟ آخ جون، ای کاش..."
البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی
می خواهد بکند. او می خواست آرزو کند. که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت.

اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای کاش من هم یک
همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه آنی
گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم."
تازه راه
افتاده بودند که پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد، گفت:
"آقا، می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟".
پل لبخند زد. او خوب فهمید که
پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و
شیکی به خانه برگشته است.
اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت
اونجایی که دو تا پله داره، نگهدارید.".
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت
که پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.
او برادر
کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و
به طرف ماشین اشاره کرد :..
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه که طبقه
بالا برات تعریف کردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نکرده.

یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت
بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری که همیشه برات شرح می
دم، ببینی."
پل در حالی که اشکهای گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و
پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان،
کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.
در مسابقه ی زندگی گل
زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !

برگرفته از : دهکده سیاسی


 
ششم فروردین سالروز تولد زرتشت گرامی باد
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

تولد زرتشت‌ به‌ روایت‌ دکتر فرهنگ‌ مهر :

 اگر چه‌ محل‌ و تاریخ‌ تولد زرتشت‌، به‌ طور دقیق‌، معلوم‌ نیست‌، به‌ نظر می‌آید که‌ ظهور او بعد از ۱۳۸۰ و پیش‌ از ۴۹۰ یا ۴۸۰ پیش‌ از میلاد بوده‌ است‌. زیرا از یک‌ سو در صلح‌نامه‌ای‌ که‌ میان‌ پادشاه‌ هیتیت‌ ( Hittite ) ها و پادشاه‌ میتانی‌ ( Mitani ) در سال‌ ۱۳۸۰ پیش‌ از میلاد بسته‌ شده‌ و لوحه‌ی‌ آن‌ در سال‌ ۱۹۰۷ میلادی‌ در بوغازکوی‌ کشف‌ شده‌ است‌، هنوز نام‌ خدایان‌ هند و ایران‌، مانند ایندرا ( Indra )، میترا ( Mitra )، ورونه‌ ( Varuna ) و جز اینها با هم‌ آورده‌ شده‌ است‌ و چون‌ با ظهور زرتشت‌ رواج‌ آیین‌ او، خدایان‌ هند به‌ نام‌ دَئِوَ ( Daحva ) یا خدایان‌ بیگانه‌ نامیده‌ می‌شوند و اهورمزد خدای‌ یگانه‌ است‌، پس‌ به‌ نظر می‌آید که‌ در تاریخ‌ ۱۳۸۰ پیش‌ از میلاد یا زرتشت‌ هنوز ظهور نکرده‌ بود و یا آیین‌ او هنوز در غرب‌ ایران‌ رواج‌ نداشته‌ است‌. از سوی‌ دیگر، در تقویمی‌ که‌ به‌ خط‌ یونانی‌ نوشته‌ شده‌ و نسخه‌ای‌ از آن‌ در کاپادوس‌( Gappadoce ) آسیای‌ کوچک‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، نام‌ ماه‌های‌ زرتشتی‌، اردیبهشت‌، خرداد… تا اسفند، ثبت‌ شده‌ است‌. پس‌ در زمان‌ نوشته‌ شدن‌ این‌ نسخه‌ی‌ تقویم‌، یعنی‌ کم‌ یا بیش‌ در ۴۹۰ یا ۴۸۰ پیش‌ از میلاد، آیین‌ زرتشت‌ در مغرب‌ ایران‌ رواج‌ داشته‌ است‌ – یعنی‌ زمان‌ ظهور زرتشت‌ پیش‌ از این‌ تاریخ‌ است‌. از روی‌ قرینه‌های‌ تاریخی‌ نظیر این‌ دو قرینه‌، که‌ برای‌ نمونه‌ آورده‌ شد، ایران‌شناسان‌، زمان‌ گوید زرتشت‌ را در فاصله‌ هزار تا ۶۰۰ پیش‌ از میلاد می‌گیرند و در همه‌ صورت‌، سخن‌ او که‌ به‌ نام‌ گاثا ( Gatha ) ها ، یعنی‌ سرودها، معروف‌ است‌، از دوران‌ اول‌ تاریخ‌ فلسفه‌ است‌. 
آثار زرتشت
سخن‌ زرتشت‌، در مجموعه‌ای‌ از اوستا که‌ به‌ نام‌ یسنا ( Yasnہ )ها معروف‌ است‌ محفوظ‌ مانده‌ است‌: از یسنا ۲۸ تا ۳۴ و از یسنا ۴۳ تا یسنا ۵۳، روی‌ هم‌ ۱۷ قطعه‌ شعر هجایی‌، که‌ هر قطعه‌ دارای‌ چندین‌ بند است‌.
از باستانی‌ بودن‌ زبان‌ گاثاها و ممتاز بودن‌ موضوع‌ آن‌ از دیگر قسمتهای‌ اوستا، معلوم‌ می‌شود که‌ آنها گفته‌ی‌ خود زرتشت‌اند. در این‌ گفتارها زرتشت‌ می‌کوشد هنرهای‌ اخلاقی‌ را به‌ انسان‌ بیاموزد و به‌ زبانی‌ بسیار ساده‌، ولی‌ آسمانی‌، شرح‌ می‌دهد که‌ در جنگ‌ ازلی‌ که‌ میان‌ نیکی‌ و دروغ‌ در کار است‌، نیروهای‌ دروغ‌ در تلاش‌ از میان‌ بردن‌ زندگانی‌اند. تکلیف‌ انسان‌ در این‌، پیشتیبانی‌ از نیک‌ یعنی‌ نگهداری‌ زندگانی‌ است‌ و با حفظ‌ زندگانی‌، به‌ خودی‌ خود، جنگ‌ میان‌ نیک‌ و دروغ‌ با پیروزی‌ نیکی‌ پایان‌ می‌یابد.

منبع tarikhema.ir


 
← صفحه بعد